بسیاری از اسناد سیاستی و قوانین مصوب و همچنین انتصاب سیاست‌گزاران و مدیران بوضوح نتیجه تنازع و اثرگروه‌های فشار  در پشت و روی صحنه سیاست‌گزاری حوزه های مختلف سیاستی و اجرایی و از جمله حوزه سلامت می باشند. گروه‌های فشار بنا بر تعریف کلاسیک گروه‌های سازماندهی شده ای هستند که بصورت رسمی و برای بدست گرفتن قدرت در انتخابات شرکت نمیکنند ولی از طرق مختلف در تلاش هستند که بر سمت و سو گیری سیاست های حاکمیت و دولت و تصویب قوانین تاثیر داشته باشند. این گروه های فشار بنام‌های مختلف از جمله گروه های منافع، گروه های لابی و گروه های اعتراض شناخته می شوند.

از انجا که معمولا گروه‌های فشار به تضاد منافع وسیعی الوده هستند، که حتی گاه خود از ان یا تاثیر ان بی خبرند، لذا وجود و گسترش گروه‌های فشار نه تنها موجب عدم مدیریت اثربخش جامعه سیاسی میشود بلکه موجب رشد بی انصافی (Fairlessness)، اتلاف منابع ملی و فساد سازمان یافته (Organised Corruption) می گردد. “نگرانی مهم امروز در این است که گروه‌های فشار عموما درجهت ایجاد جامعه غیر مدنی (Uncivil Society) حرکت میکنند” (Wyn Grant 2005). نکته دیگر انکه گروه‌های فشار در تمامی مراحل فرایند سیاست‌گزاری می توانند و سعی میکنند حضور داشته باشند. و حضور انها تنها منوط به مرحله ساخت سیاست نبوده و خصوصا اگر نتوانند در مرحله ساخت و صورت بندی سیاست (Policy Formulation) به منافع یا خواست های خود برسند، سعی میکنند مراحل اجرای سیاست (Policy Implementation) و حتی ارزشیابی سیاست (Policy Evaluation) را در اختیار خود بگیرند (Michael Hill 2013) و یا بر این مراحل تاثیر گزار باشند. و تلاش می کنند که در مرحله بازبینی سیاست، موجب تغییر سیاست همسو با اهداف خود باشند.

حرفه ای های پزشکی معمولا عامل ایجاد گروه فشار خودی و داخل سیستمی بوده و با دسترسی های ویژه ای که ایجاد میکنند و با تضاد منافع بذات و بالعرضی که با منافع بخش سلامت دارند از جمله مخربترین نوع ازگروه‌های فشار و منافع، برای جامعه مدنی بحساب می آیند. چنین گروه‌های فشار با کنترل هر دو سوی بازار خدمات پزشکی، یعنی طرف عرضه خدمات و طرف تقاضای خدمات موجبات شکست بازار(Market Failuer) را بیشتراز متغیرهای شناخته شده پیشین مثل تخصیص غیراثر بخش منابع فراهم مینمایند و در اصل یکی از دلایل شکست بازار در نظام سلامت و پزشکی همین موضوع در سایه مانده تضاد منافع خصوصا در کشورهای در حال توسعه است. و در اصل در چنین بازاری مکانیسم کنترل درون سیستمی عرضه و تقاضا بهم میریزد و این گروه‌های منافع هستند که با فشارهر دو طرف معادله را کنترل میکنند. حال اگر این گروهها بتوانند عرضه اموزش علوم پزشکی را هم در اختیار بگیرند یک لوپ معیوب عرضه پزشک (کنترل تعداد رقیب)- تقاضای خدمات (ایجاد تقاضای القایی) و عرضه خدمات (کنترل میزان عرضه) را به دست می اورند و نتیجه ان انحصار نظام بازارخدمات سلامتی و پزشکی خواهد بود.

مقدمه

گروه‌های فشار بنا بر تعریف کلاسیک گروه‌های سازماندهی شده ای هستند که بصورت رسمی در انتخابات برای بدست گرفتن قدرت رسمی شرکت نمی‌کنند ولی از طرق مختلف در تلاش هستند که بر سمت و سو گیری سیاست های حاکمیت و دولت و تصویب قوانین تاثیر داشته باشند. این گروه‌های فشار بنام های مختلف از جمله گروه‌های منافع، گروه‌های لابی و گروه‌های اعتراض شناخته می شوند.

این نوشتار در صدد است تا به اختصار نقشی را که گروه‌های فشار با استفاده از هدایت فرایند تصمیم گیری و نهادسازی بر نظام سلامت و سیاست‌گزاری عمومی این حوزه ایفا مینمایند را روشن نموده، و زمینه و روشهایی که انان را قادر به اعمال نفوذ بر نظام سیاست‌گزاری حوزه سلامت مینماید را نشان دهد.

بسیاری از اسناد سیاستی و قوانین مصوب و همچنین انتصاب سیاست‌گزاران و مدیران بوضوح نتیجه تنازع و اثرگروه‌های فشار غیر رسمی در پشت و روی صحنه سیاست‌گزاری حوزه های مختلف سیاستی و اجرایی و از جمله حوزه سلامت می باشند. و از انجا که گروه‌های فشار در تاریکی و ابهام میتوانند از حداکثر توان خود برخوردار بوده و خالق اثراتی مخرب باشند – این نگارنده را بر این داشت تا با توضیح چیستی، چرایی وچگونگی حضور و نفوذ گروه‌های فشار پرتوی هرچند کوتاه بر این تاریکی افشانده شود.

گروه فشار: خاستگاه و شیوه های عمل 

شاخه علمی مطالعات سیاسی گروه‌های فشار (Pressure Politics) حوزه دانشی توانمند و روبه رشدی است که در چهارچوب علم سیاست به تجزیه و تحلیل این پدیده اجتماعی- سیاسی میپردازد. حوزه مطالعاتی سیاست فشار بیشترین مطالعات خود را معطوف بازیگری و ایفای نقش رسانه های عمومی و روابط عمومی ها کرده است که میتوانند سیاست‌مداران و سیاست‌گزاران را با ارایه امارو خواست های دست کاری شده اجتماعی جهت اتخاذ سیاستی یا تصویب مصوبه قانونی متقاعد کنند و یا در جامعه ایجاد انتظارات القایی کاذب نمایند و یا با شناسایی و تقویت اعتراضات اجتماعی زمینه ایجاد سیاست تظاهرات (Protest Politics) علیه حکومت را ایجاد کنند و یا با تهدید به ابراز مخالفت، شورش و تظاهرات، موجب ایجاد فشار برتصمیم گروه هدف بنماید.

بر خلاف انچه تصور میشود گروه‌های فشار بیش ار انکه مربوط به جوامع اتوکراتیک باشند، بیشتر در جوامع دموکراتیک بوجود میایند و خصوصا دموکراسی ناقص یا نیم بند (Imperfect Democracy) بهترین بستر برای ایجاد گروه‌های فشار و گروه‌های منافع است، چرا که در نظامهای با دموکراسی ناقص نه شدت عمل بازدارنده حکومت اتوکرات وجود دارد و نه شفافیت نظامهای با دمکراسی کاملتر. با وجود انکه در این جوامع از قسمتی از ابزار رایج دموکراسی چون انتخابات استفاده میشود لاکن فرهنگ مبنایی ان بدرستی درک و نهادینه نشده است و انتخابات ملعبه دست گروه های فشار برای رسیدن به منافع می گردد. چنین فضایی محیط ایده ال برای زیست ، رشد واثر گزاری گروه‌های فشار خواهد بود.

از انجا که معمولا گروه‌های فشار الوده به تضاد منافع وسیعی هستند لذا وجود و گسترش گروه‌های فشار در دامان دموکراسی ناقص نه تنها موجب عدم مدیریت اثربخش جامعه سیاسی میشود بلکه موجب رشد بی انصافی (Fairlessness)، اتلاف منابع ملی و فساد سازمان یافته (Organised Corruption) می گردد. “نگرانی مهم امروز در این است که گروه‌های فشار عموما درجهت ایجاد جامعه غیر مدنی (Uncivil Society) حرکت میکنند” (Wyn Grant 2005). نکته دیگر انکه گروه‌های فشار در تمامی مراحل فرایند سیاست‌گزاری می توانند و سعی میکنند حضور داشته باشند. و حضور انها تنها منوط به مرحله ساخت سیاست نبوده و خصوصا اگر نتوانند در مرحله ساخت و صورت بندی سیاست (Policy Formulation) به منافع یا خواست های خود برسند، سعی میکنند مراحل اجرای سیاست (Policy Implementation) و حتی ارزشیابی سیاست (Policy Evaluation) را در اختیار خود بگیرند (Michael Hill 2013) و یا بر این مراحل تاثیر گزار باشند. و تلاش می کنند که در مرحله بازبینی سیاست، موجب تغییر سیاست همسو با اهداف خود باشند.

سیاست در چنین میدانی نتیجه تاثیر و تاثر ما بین گروه‌های فشار و گروهای منافع و دولت خواهد بود. گروه‌های فشار متعددی در این حوزه دنبال تامین اهداف و منافع و در جستجوی اثر گذاری بر سیاستهای سلامت هستند (Wall and Owen 2002).

خاستگاه گروه‌های فشارمعمولا چهار حوزه تقاضا (Demand) و ارایه (Support) و امنیت (Sequrity) و رسانه ها (Media) است. اگرچه گاه نهادهای حکومتی غیر امنیتی چون کمیسیونهای مجلس نیز شکلی از کارکرد گروه فشار را میتوانند از خود نشان دهند. نیز نحوه ترکیب و قدرت این گروه‌های فشار ارتباط موثقی با سطح دموکراسی در جامعه پیدا میکند (Bohloli 2011). هر چقدر که جامعه ای دموکراتیک تر باشد خاستگاه گروه‌های فشاربیشتر حوزه تقاضا و رسانه ها است و در جوامع اتوکرات بیشترین نفوذ را گروه‌های فشار با خاستگاه امنیتی و ارایه دارند.

گروه‌های فشار در راه اعمال نفوذ ورسیدن به منافع خود از روشها و شیوه های متعدد و مختلفی از جمله تاکتیکهای لابی کردن و تهدید و تطمیع و شراکت و با بکار گیری منابع مختلف استفاده می نمایند. گروه‌های فشار معمولا با توجه به نسبت فاصله از کانون قدرت حاکم به دو دسته کلی گروه‌های فشار خودی / درونی (Insider) و گروه‌های فشار غیر خودی/ بیرونی (Outsider) تقسیم می گردند. بسیاری از مواقع بنا بر مطالعات انجام شده ؛گروه‌های فشار از یک رهبر کاریزما (۲۰۱۳ Parbudial ) یا منافع پیوند دهنده برخوردارند که در تشکیل گروه نقشی کارساز ایفا میکنند و در حمایت یا ترغیب گروه برای ایجاد فشار نقش ممتازی بازی میکنند.

گروه های فشار در حوزه سیاست‌گزاری سلامت

حوزه سیاست‌گزاری سلامت با توجه به ویژگیها ، منافع و جذابیت‌هایش یکی از محیط های میزبان همیشگی برای حضور و ایفای نقش، توسط گستره وسیعی ازگروه‌های فشار از جمله سازمانهای حرفه ای پزشکی، سازمانهای منتسب به کارکنان حوزه سلامتی با اشکال مختلف، اتاقهای فکر، مراکز پژوهشی ، سازمانهای بازرگانی مرتبط، خیریه ها و گروه‌هایداوطلب ” (Baggott 2007) بوده، هست و خواهد بود.

نقش حرفه ای‌های پزشکی درایجاد گروه‌های فشار در حوزه سلامت

مطابق نتیجه مطالعات در حوزه سیاست سلامت در طول سده گذشته در دنیا، حرفه ای های حوزه پزشکی تاثیر قوی و پر دامنه بر سیاست های سلامت کشور ها داشته اند.

حرفه ای های پزشکی معمولا عامل ایجاد گروه فشار خودی و داخل سیستمی بوده و با دسترسی های ویژه ای که ایجاد میکنند و با تضاد منافع بذاتی که با منافع بخش سلامت دارند از جمله مخربترین نوع ازگروه‌های فشار و منافع، برای جامعه مدنی بحساب می آیند. چنین گروه‌های فشار با کنترل هر دو سوی بازار خدمات پزشکی، یعنی طرف عرضه خدمات و طرف تقاضای خدمات موجبات شکست نظریه بازار(Market Failuer) را بیشتراز متغیرهای شناخته شده پیشین مثل تخصیص غیراثر بخش منابع فراهم مینمایند و در اصل یکی از دلایل شکست بازار در نظام سلامت و پزشکی همین موضوع در سایه مانده تضاد منافع خصوصا در کشورهای در حال توسعه است. و در اصل در چنین بازاری مکانیسم کنترل درون سیستمی عرضه و تقاضا بهم میریزد و این گروه‌های منافع هستند که با فشار هر دو طرف معادله را کنترل میکنند. حال اگر این گروهها بتوانند عرضه اموزش علوم پزشکی را هم در اختیار بگیرند یک لوپ معیوب عرضه پزشک (کنترل تعداد رقیب)- تقاضای خدمات (ایجاد تقاضای القایی) و عرضه خدمات (کنترل میزان عرضه) را به دست می اورند و نتیجه ان انحصار نظام بازارخدمات سلامتی و پزشکی خواهد بود.

گروه‌های فشار پزشکی و لابی گری

در ضمن معمولا این گروه های حرفه ای با توجه به نیاز رهبران و خانواده انها به خدمات پزشکی و در مقابل تامین این خدمات، امکان بهتری درایجاد وابستگی وکسب اعتماد و در نتیجه دسترسی به رهبران حکومتی و تامین خواسته های خود خواهند داشت. و البته ایجاد و استفاده از روابط پزشک و بیمار متنفذ از راه‌های شایع مورد استفاده توسط این گروهها می باشد. یکی از موضوعات مهم که با تشکیل و حضور گروه‌های فشار ارتباط وثیق و تنگاتنگی دارد موضوع تضاد منافع (Conflict of Interest) است. نقش گروه‌های فشارمتشکل ازحرفه ای های پزشکی بسیار بیشتر از نقش منافع فردی (Individual Interest) بوده وبیشتر از طریق ایجاد لابی های شبکه ای با افراد پر نفوذ، نمایندگان پارلمان و رهبران حکومتی،- ملی-و مذهبی و در جهت پیشبرد اهداف خود حرکت می کنند و دامنه تخریب انها بر منفع ملی نیز وسیع ترو گسترده تراز تاثیر منافع فردی محدود است. گاهی عامل اولیه تشکیل گروه فشاروموتور محرکه و انرژی جلو برنده ان منافع ایدئولوژیک به جای منافع مادی و اقتصادی یا تلفیقی از اندو و هم سفره گی بین این دو عامل است.

تجزیه و تحلیل مورد: طرح ادغام خدمات بهداشت و درمان و اموزش پزشکی

به عنوان مثال طرح ادغام خدمات سلامتی (وزارت بهداری وقت) با خدمات اموزشی پزشکی (قسمتی از وزارت علوم واموزش عالی وقت) در سه مرحله تحت تاثیر گروه‌های پرنفوذ فشار در کشور انجام گرفت که مخلوطی پیچیده از انواع منافع (ایدئولوژیک، صنفی، گروهی و فردی) را در خود داشت و نتیجه موجب ایجاد لوپ معیوب انحصار بازار سلامت (عرضه خدمت دهنده، مدیریت نیاز و عرضه خدمات پزشکی) در دست طبقه حرفه ای پزشکی که در سالهای اتی سهم بزرگی را در بازار بخش خصوصی پزشکی تصاحب کردند، گردید. در طرح ادغام و انتزاع گروه‌های فشار متعددی نقش داشتند که صحنه را به یکی از بزرگترین صحنه های نبرد و تنازع بین گروه‌های فشار حوزه سلامت و اموزش اعم از گروه‌های پرنفوذ سیاسی پزشکی و گروه‌های منافع پزشکی تبدیل کرد و نتیجه ان تاثیر شگرف بر اکثر سیاست های بخش سلامت و اموزش پزشکی در سالهای بعد تا به امروز گذاشت. این سیاست‌‌گزاری که این نویسنده ان را نوع سیاست‌گزاری هیجانی با پایکوبی (Policy Making on the Hoof) مینامم تحت تاثیر چهار جریان عمده که بصورت گروه فشار عمل میکردند و در یک محیط هیجانی انجام گرفت و تقریبا هیچ مستندات مکتوب قابل ارایه ای در قبل و حین سیاست‌گزاری و حین اجرای سیاست موجود نبود و هیچگاه ارایه نگردید و هیچ کدام از مراحل یک سیاست‌گزاری معقول (Rational) از جمله انجام مرحله مطالعات ادبیات طرح ، تهیه روشهای جایگزین (Alternatives) و مطالعات هزینه \ فایده (Cost/Benefit) که از ساده ترین مدلهای سیاست‌گزاری است نیز در مورد این مداخله سیاستی بزرگ انجام نگردید. انچه دلایل زمینه ای این سیاست چون نیاز های نظام بهداشت و درمان در ان دوره زمانی چه بود و ایا این سیاست برای کشور مفید یا مضر بود و اینکه این گروه ها چقدر در صورت بندی این سیاست صداقت داشتند و قضاوت ارزشی در باره آن و حتی تجزیه و تحلیل فنی محتوای این سیاست بحث  نوشتار امروز نیست بلکه توضیح بسیار مختصر به عنوان مثال در مورد  تاثیر گروه‌های فشار بر شکل گیری  سیاست های حوزه سلامت مورد نظر این مقاله می باشد.

تشکیل گروه‌های فشار در نهاد سازی و تغییر ماموریت نهادهای حکومتی

گروه‌های فشار در طی زمان و بعد از نفوذ  در شبکه سیاست‌گزاری و نظام تصمیم گیری نه تنها بر مبنای منافع خود بر سیاست های خروجی عمومی تاثیر می گزارند بلکه در کشورهای جان سوم به تاثیر تنها بسنده نمی کنند و در زمان نفوذ،  سازمانها و نهادهایی مقتدر در جهت تثبیت منافع خود ایجاد میکنند و چه بسیار که با تغییر ماهیت و تغییر ماموریت سازمانهای موجود که در اصل برای حفظ منافع ملی و منافع مردم ایجاد شده اند، را نیز  بخدمت خود در میاورند.

تشکیل گروه‌های فشار توسط مدیران متنفذ

در کشورهای جهان سوم یکی از ایجاد کنندگان مهم گروه های فشار خود مدیران دولتی هستند که گروه های فشاری را در سایه جهت حمایت از سیاستهای متخذه انها و یا برای روز مبادا که از قدرت بدور خواهند بود، برای حفظ تاثیر خود بر سیاست های عمومی و یا استفاده از بودجه های دولتی تشکیل میدهند. در حوزه سلامت بسیاری از این گروه های فشار تحت عنوان مراکز تحقیقاتی یا اموزشی توسط متنفذین و مدیران ارشد و با استفاده از منابع عمومی تشکیل میشود و برای سالها در سمت و سو گیری سیاست های عمومی اثر می گذارند.

تجزیه و تحلیل مورد: سازمان نظام پزشکی

مطالعه موردی و تطبیقی سازمان نظام پزشکی در ایران وکشورهای دیگر اسیایی واروپایی از جمله انگلستان نشان میدهد که کانسیل (کلمه کانسیل یا انجمن برای سازمانهای مردم نهاد و با ماهیت  خدمات شهروندی انتخاب بهتری است) نظام پزشکی انگلستان (G.M.C) وظیفه خود را حمایت از حقوق بیمار و مصرف کننده در مقابل طبقه پزشکان تعریف میکند و خدمات ان به پزشکان در کنار نظارت بر اموزش پزشکی، ارائه مشاوره های حقوقی در جهت کاهش خطاهای پزشکی (Medical Errors) و حفظ حقوق بیماران (Patients Right) است. در کانادا کانسیل یا انجمن نظام پزشکی کانادا (MCC) سه سیاست عمده را دنبال میکند: ارزیابی پزشکان، اجرای ازمونهای دانشجویان پزشکی و پزشکان وارزشیابی مدارک تحصیلی، ارزیابی ارایه کنندگان خدمات بهداشتی و درمانی و مطالعات تحقیق و توسعه در همین رابطه. کانسیل نظام پزشکی در ایرلند سه وظیفه عمده را انجام میدهد: نظارت بر استاندادهای اموزش پزشکی، ارتقای عملکرد پزشکان و پیگیری وبررسی شکایت بیماران و مردم علیه پزشکان. کانسیل نظام پزشکی چین (CMC) وظیفه خود را ایجاد استانداردهای همسان و متحد و اجرای قوانین نظارتی بر کار پزشکان، حفظ سلامت عمومی و حقوق مشتریان (شهروندان و بیماران) و نظارت و ایجاد اطمینان از رعایت استانداردهای حرفه ای پزشکی توسط پزشکان و مراکز ارایه خدمات سلامتی می داند. کانسیل نظام پزشکی هند باز وظایف خود را درثبت نام وتعیین اجازه کار پزشکان، یکسان سازی و ارتقای استانداردهای اموزش پزشکی، و توصیه های کارشناسی برای ارزشیابی مدارک تحصیلی پزشکی عنوان می کند. و همانطور که مشخص است هر چقدر کشور مورد بررسی توسعه یافته تر است حمایت از حقوق مصرف کننده و شهروندان در حوزه سیاست ها و وظایف نظام پزشکی پررنگ تر است ولی در مجموع در هیچکدام از این کشورها سازمان نظام پزشکی را به عنوان سازمان صنفی و سندیکای دفاع و حفظ منافع پزشکان نمی شناسند و اعضای هیئت مدیره  نظام پزشکی نیز تنها پزشکان نیستند.

ولی سازمان نظام پزشکی در ایران خود را سازمان صنفی پزشکان معرفی میکند و خود را ملزم به دفاع از منافع حرفه پزشکی می داند و با اینحال عمده اعتراض پزشکان در ضعف و قصور سازمان در حمایت از حقوق پزشکان خلاصه میشود و نه حقوق مردم و بیماران، و بیشترین رقابت ها در همه سالهای سه دهه گذشته ما بین گروه‌های سیاسی پزشکی که نوعی از گروه‌های فشار محسوب میشوند بوده است و یا در دموکراتیک ترین حالت ان رقابت ما بین پزشکان متخصص و پزشکان عمومی برای حفظ منافع صنفی خود شکل گرفته است و حقوق مردم و بیماران بطور کلی مغفول ماجرا بوده است. اگر چه در ماده ۱ قانون سازمان نظام پزشکی مصوب ۱۸/۳/۱۳۸۲ مجلس شورای اسلامی اهداف این سازمان شامل هر دو بند حفظ و حمايت از حقوق بيماران .  حفظ و حمايت از حقوق صنفي شاغلان حرف پزشكي میباشد (که کاملا از لحاظ علمی غلط و قانونی پارادوکسیکال و تضاد درون است) ولی خود شرایط سازمان نظام پزشکی امروز نشان میدهد که اکر سازمان و نهادی توامان مسئول حفظ منافع فروشنده و خدمت دهنده و یا ارائه کننده و مصرف کننده باشد و تمامی اعضای هیت مدیره ان از فروشندگان یا ارائه کنندگان خدمت تشکیل شده باشد جز تضییق حقوق مشتری و مصرف کننده (و در اینجا بیمار) هیج نتیجه ای نخواهد داشت و مضافا اینکه هیئت مدیره سازمان نظام پزشکی ایران توسط پزشکان انتخاب می شوند و طبیعی است که شعار و عمل انها  متوجه حفظ منافع صنفی پزشکان می شود و با توجه به اینکه برای دور بعدی انتخابات نیز هیئت مدیره به رای پزشکان نیاز خواهد داشت و این دور باطل همین گونه ادامه پیدا خواهد کرد. در حالی که در هیچ کدام از کشورهای پیش گفت و بسیاری از کشور های دیگر نه تنها حفظ حقوق و منافع صنفی پزشکان جزو وظایف  کانسیل نظام پزشکی ذکر نشده است بلکه تمامی اعضای هیئت مدیره سازمان  نیز نمی توانند پزشک و صاحب منافع در حوزه پزشکی باشند و پزشکان فقط چند نماینده در هیئت مدیره نظام پزشکی خواهند داشت.

نحوه تبلیغات کاندیداها در انتخابات سال جاری (۱۳۷۶) نظام پزشکی وسلسله پیام های رئیس قبلی و فعلی سازمان نظام پزشکی نیزکاملا در راستا وموید این درک و برداشت صنفی جامعه پزشکی از سازمان متبوع و در تعارض با فلسفه وجودی نظام های پزشکی در دنیا بود و هست. دلیل عمده رقابت صنفی ما بین گروه‌های فشار، منافع از جمله نهادهای سیاسی پزشکان، سطوح مختلف پزشکی (متخصص،-عمومی) و ما بین رشته های مختلف پزشکی برای مدیریت نظام پزشکی در ایران به همین نکته برمیگردد که سازمان نظام پزشکی تبدیل به سازمان صنفی و منشا دفاع از منافع و حقوق پزشکان و کادر پزشکی در مقابل حقوق مردم و مصرف کنندگان خدمات شده است و طبیعی است که هر قبیله سیاسی و طایفه صنفی که در مدیریت ان سهم داشته باشد میتواند ایجاد وحفظ منافع بیشتری برای خود بکند و الا اگر نظام پزشکی کاملا یک انجمن شهروندی برای حقوق مردم باقی مانده بود طبیعتا چنین رقابت سنگینی برای خدمت شکل نمی گرفت و یا چهره رقابت متفاوت می شد.

لزوم تفکیک سازمان نظام پزشکی از سندیکای صنفی پزشکان

البته باید اذعان داشت که لزوم تفکیک سازمان نظام پزشکی از منافع پزشکان و کادر پزشکی منافاتی با تشکیل نهادهای صنفی یا سندیکایی توسط پزشکان وکادر پزشکی برای دفاع ازمنافع و حقوق خودشان به مانند همه مشاغل دیگر، ندارد ولی باید تاکید کرد که سازمان نظام پزشکی سازمان صنفی پزشکان نباید باشد بلکه سازمان انضباط دهنده پزشکان و حمایت کننده از حقوق مصرف کننده یعنی بیماران و مردم در مقابل پزشکان و کادر پزشکی باید باشد. بدینسان نیاز به روشنگری است که تغییر محتوی، ماهیت، رسالت و ماموریت سازمان های نظام پزشکی یکی از آثار مخرب گروه‌های فشارحرفه ای پزشکی است که در ایران نیز متاسفانه نه تنها با چنین شدت و حدتی اتفاق افتاده است بلکه با حمایت شبکه گروه های فشار حرفه ای پزشکان در نهادهای سیاست گزار و مجری و ناظر سیاست های سلامت و اموزش پزشکی و نا آگاهی مردم از حقوق خود حالت طبیعی (Normalised) و پذیرفته شده فرهنگی (Culturalised) بخود گرفته است.

در خاتمه باید اذعان داشت که حفظ منافع و حقوق پزشکان در چهارچوب حفظ و ارتقای منافع ملی و حفظ و مراقبت از منافع احاد جامعه و مردم امکان پذیر است، و میتوان از مزایای گروه‌های شهروندی،-حرفه ای ناظر برای حفظ سلامت سیاست ها و از جمله سیاست های سلامت که میتواند جنبه های مثبتی ازکارکرد گروه‌های فشاررا با خود داشته باشد را بکار گرفت و اولین قدم ان اگاهی یافتن مردم از حقوق عمومی، زیستی و شهروندی خود است. در مورد اصلاح جایگاه مردم نهاد سازمان نظام پزشکی در ایران، ابتدا شایسته است مجلس شورای اسلامی  با ارائه طرح یا لایحه دولت  با اصلاح قانون موجب ایجاد انجمن یا جامعه نظام پزشکی ایران با مسئولیت های نظارت بر اموزش پزشکان، ثبت نام و نظم و انتظام بخشی به پزشکان و نظارت بر حسن انجام وظیفه قانونی و اخلاقی توسط انان و تاکید بر حفظ حقوق مصرف کنندگان خدمت، مردم و بیماران و حذف حفظ و حمايت از حقوق صنفي شاغلان حرف پزشكي از قانون نظام پزشکی گردد. و تر تیبی اتخاذ شود  که صنوف پزشکی در هیت مدیره سازمان تنها دارای حداقل اعضا و رای در کنار حداکثر اعضای غیر پزشک که دارای تضاد منافع در حوزه پزشکی و سلامت نیستند از جمله نمایندگان مردم باشند.

و این نکته اخر جالب است ذکر شود که در بسیاری از کشور های توسعه یافته، حتی تبلیغ کاری، تجاری و صنفی توسط پزشکان و کادر پزشکی برای کلینیک، بیمارستان و فعالیت پزشکی خود بدلیل تضاد منافعی که میتواند با سلامتی مردم پیدا کند ممنوع است.

دکتر حمید بهلولی

MD, MPH, MRes, PhD

پزشک، محقق و مشاورسیاست گزاری عمومی و سلامت

اثر و نقش گروه‌های فشار در نظام سیاست‌گزاری عمومی سلامت