تاب أوري درمحك داوري كرونا: مقاومت شكننده یا تاب أوري نجات دھنده – روزنامه شرق، دكتر حمید بھلولي

جان فوران كتابي دارد تحت عنوان (مقاومت شكننده Fragile Resistance ١٩٩٣ كھ بھ بررسي تحولات اجتماعي ایران در بازه زماني بلند مدت قرن ١٦ تا ٢٠ مي پردازد و اما ھمھ كتاب در مورد تاریخ دیلكتیك تحول در ایران را در یك جملھ طلایي خلاصھ مي كند كھ: ایران محل تلاشھاي جسورانھ در مسیر تحول است اما ھیج تضمیني براي پیامدھا نمیدھد. این سخن بیان میدارد كھ ایران زمین بستر تحولات جسورانھ و تغییر مداوم بدون توجھ بھ پیامد ھاي سیاست و اقدام بوده است.

0
57
resiliency
resiliency

جان فوران كتابي دارد تحت عنوان (مقاومت شكننده Fragile Resistance ١٩٩٣ كھ بھ بررسي تحولات اجتماعي ایران در بازه زماني بلند مدت قرن ١٦ تا ٢٠ مي پردازد و اما ھمھ كتاب در مورد تاریخ دیلكتیك تحول در ایران را در یك جملھ طلایي خلاصھ مي كند كھ: ایران محل تلاشھاي جسورانھ در مسیر تحول است اما ھیج تضمیني براي پیامدھا نمیدھد. این سخن بیان میدارد كھ ایران زمین بستر تحولات جسورانھ و تغییر مداوم بدون توجھ بھ پیامد ھاي سیاست و اقدام بوده است. شاید بھ ھمین دلیل است كھ ما بصورت نھادینھ شده ھمیشھ مي خواھیم أغاز كننده باشیم و كارھاي جسورانھ بكنیم اما از سیاست تمام كنندگي اغاز خود و أغازھاي قبلي خبري نیست. ما معمولا أغازھایي داریم كھ براي اولین بار در جھان بدون تجربھ قبلي توسط ابنا بشربوده است یا حداقل چنین ادعایي برایمان خوشایند است. بزركترین ھا و بھترین ھا و دست نیافتي ترین ھا در سفره ارزوھاي ما زیاد پیدا میشود. ھمانگونھ كھ مي خواستیم در سند چشم انداز ١٤٠٤ ھمھ ترین ھا در اسیاي جنوب غربي بدون توجھ بر روند توسعھ كشورھاي دیگر و بدون ارتباط منطقي با منابع خودمان و از جملھ توان و دانش و سازوكارھاي حكمروایي كشور باشیم. ما ھمیشھ بھ دنیا درس مي دھیم اما بسیار اندك از دنیا و تجربھ ھاي بشري درس مي گیریم. اما شاید این سخن از این منظركھ دنیا از ما درس مي گیرد درست باشد كھ وقتي پیامد سیاست ھاي ما را مي بیند و مي داند چكاري نباید بكند و یا چگونھ باید بكند .

تاب اوری ازترکیب ھم افزاینده دو مولفھ تعیین کننده یعنی واکنش بموقع و درست و بازتوانی اثربخش حاصل می اید. میزان تاب اوری در پاندمی کرونا مبتنی بر شاخصھا ی این دو مولفه در کشور ھای مختلف متفاوت بوذه است. در اندازه گیری واکنش بھ موقع و اثر بخش نیوزیلند مفام اول با امتیاز ۱۰۰ و با کمال تاسف ایران مقام اخر با امتیاز صفر را به خود اختصاص داده اند. جالب است که بدانیم کشورھای فقیری چون کنیا رتبه ۹۲ وغنا رتبه ۸۹.۵، اتیوپی رتبه ۷۹ در کنار ژاپن رتبه ۸۸ به صدر جدول نزدیک اند.

در شرایط بحران پاندمي كوید ١٩ ھم ما با چشمان خودمان دیدیم كھ كشورھاي موفق و نھ لزوما بزرك و ثروتمند و حتي كشورھاي متوسط و كوچكي چون نیوزیلند, كره جنوبي. ھنگ كنگ, نیجریھ, و… چگونھ عمل كردند وچگونھ توانستند با سیاستھاي عاقلانھ و درست و باكمترین أسیب از این واقعھ یا بگذرند و یا در حال عبور باشند اما ما درس لازم را نگرفتیم و باز خود را بھترین تصور كردیم . كشورھاي بزرك صاحب نامي ھم چون چین و ایتالیا و ألمان نیز با اولین موج شدید كوید ١٩ مناطق الوده را قرنطینھ كردند و سر چشمھ زنجیره انتقال را بستند و حتي تركیھ مرزھاي ھوایي و زمیني با ایران را بست اما ما براي چین در اوج الودگي كریدور ایجاد كردیم. قرنطینھ را قرون وسطایي معرفي كردیم. دانشجویان ایراني برگرشتی از ووھان چین و مشكوك بھ الودگي را در ھتل با سیستم بازو متصل بھ اب و فاضلاب شھري اسكان دادیم و دھھا خطاي دیگر كھ خود مسئولان بھتر مي دانند انجام دادیم . انھا مراكز ورود بیماران كوید ١٩ را از مراكز الكتیو و اورژانس و سرپایي معمول , از ابتدا جدا كردند و ما ھمھ را بصورت انارشي تا مدتھا رھا كردیم, انھا تلاش كردند تا امكان انجام تست قابل اعتماد و در كمتر از ٢٤ ساعت را براي تفكیك سورسھاي عفونت مھیا كنند و ما ھنوز بھ این امر توفیق نیافتھ ایم. انھا ھر مورد مثبت را بھ عنوان یك سورس و منبع پخش عفونت و تماس ھاي ان را ردیابي و مدیریت كردند و ما میزان زیادي از مراجعان با علایم كرونا را نسخھ بدست و دنبال دارو در شھرھا چرخانیدیم و بھ منازلشان روانھ كردیم و بدون انجام تست در امارھاي ابتلا وارد نكردیم. انھا با اپروچ بسیج ھمھ دولت و با نظام فرماندھي مستقر موضوع را دیدند و مدیریت كردند و ما با نگاه بخشي سلامت, بدون داشتن اختیار واقعي بھ ان نگاه كردیم. انھا اولویت اول را بھ پیشگیري دادند و ما بھ درمان. انھا ارتباط اقتصاد و بحران كرونا را عمیقا درك و مداخلھ كردند و ما این ارتباط و معیشت مردم را جدي نگرفتیم و تمھیدات لازم را براي ان نیاندیشیدیم. و بسیاري از اینھا بھ این دلیل بود و است كھ سیاستگزاران ما ابتدا تفاوت مابین آرزو و سیاست را عمیقا درك نمي كنند و ھنوز ارتباط وثیق و تعیین كننده مابین سیاست و پیامد و عواقب

) policy-outcome-consequence(ناشي از سیاست را بصورت جدي متوجھ نیستند. در نھایت شاید امروز زمان ان رسیده باشد كھ سیاستگزاران ما بھ این ارتباط توجھ نمایند و باور كنند كھ ما بین سیاست و پیامد رابطھ واضح و غیر قابل چشم پوشي وجود دارد و شرایط امروز پاندمي كرونا در مھر ماه ١٣٩٩ با پیك سوم و مرگ بیش از ۳٠٠ نفر روزانھ در گزارش رسمی و جایگاه رو بھ صعود در ٥ كشور اول در مرگ و میر كرونایي با ٨٠ میلیون جمعیت و بالاتر از ھمھ در میان كشور ھاي منطقھ , بھ سیاستھاي ما بالخصوص در چند ماه گذشتھ و حتي چند سال پیش بر مي گردد.

ھفتھ گذشتھ در جلسھ اي در مورد سیاستھاي كنترل كوید ١٩ در كلمبیا با شركت و ارائھ سفیر كلمبیا در لندن شركت داشتم و نكات مھمي از عملكرد انھا در موضوع مدیریت منعطف یا رزیلینسي )تاب اوري( و تاكید بر رسپانس و كنش بموقع و ریكاوري یا

بازتواني اقتصادي, بوضوح دریافتم. و انچیزي را كھ دو ھفتھ قبل در تفاوت رزیلینسي و رزیستنسي )مقاومت( در وبینار شھرداري تھران در حوزه نظر و تئوري عرض كرده بودم و امروز در حوزه عمل و پراكتیس نتایج مشھود این رویكرد رزیلینسي یا تاب اوري را مي دیدم. كلمبیا اولین كشوري در بدنھ امریكاي جنوبي است كھ در مسیر امریكا بعد از پل ارتباطي كاستاریكا, پاناما قرار مي گیرد و از طرف شرق با ونزوئلا یكي از ورشكستھ ترین اقتصادھاي جھان ھمسایھ مي شود. كلمبیا مثل بسیاري از كشورھاي دیگر در پنج قاره جھان مصادف با بیماري كوید ١٩ بوده است و در ابتدا در تاریخ ٦ مارج ٢٠٢٠ ورود ویروس بھ كلمبیا را تایید كرده است ولي تا ١٠ روز در اینكھ كلمبایي ھا الوده اند را انكار مي كرده است و ھمین موضوع موجب انتشار ویروس در كشور شدهاستوامادر١٧مارچرییسجمھوراعلاموضعیتفوقالعادهكردهاست.امارامروزانحدود ۹۶۰ھزارموردتاییدشدهو حدود ۲۹ ھزار مرگ )٣.١% از كل ابتلا( و البتھ با روند رو بھ پایین و كنترل شده و فقط با یك پیك اولیھ بوده است والبتھ علایم افزایش مجدد در ان موجب نگراني شده است . اقتصاد كلمبیا بدلیل محیط بیودایورس و زیبایي ھاي طبیعي بیشتر بر صنعت توریسم تكیھ دارد و در ضمن محصول قھوه و كاكائو ان اشتھار و صادرات جھاني دارد. میزان GDP در كلمبیا در سال ٢٠١٨ مبلغ ٣٣١ بیلیون دلار بوده است. و طبیعي است كھ مي بایست در دوره پاندمي كوید ١٩ بدلیل توقف و كاھش مسافرتھا و توریسم دچار اسیب اساسي كردد لاكن براورد GDP كلمبیا تا سال ۲۰۲۲ كھ سال احتمالي كاھش اثار كرونا ویروس بر اقتصاد است ٣٢٠ بیلیون دلار با كاھش اندك است. اما جگونھ كلمبیا توانستھ است چنین موفقیت نسبي را بدست اورد و جھ سیاست ھایي را اتخاذ كرده است؟. براي فھم این موضوع بھ سال ٢٠١٤ باید برگشت كھ اقتصاد ونزوئلا ي ورشكستھ امروز با GDP ٤٨٢.٤ بیلیون دلار از اقتصاد ٣٨١.٠٠ بیلیون دلاري كلمبیا بسیار قوي تر است و از ھمان سال اثار ركود اقتصادي در قاره افریقا شروع شده است و از ھمان سال ایندو كشور ھمسایھ دو رویكرد متفاوت را بر گزیده اند. ونزوئلا رویكرد رزیستنس یا مقاومت را بر گزیده است و كلمبیا رویكرد رزیلینس یا مدیریت منعطف یا تاب اوري را. و ھمین نوع سیاست ورزي در دوره كرونا نیز ادامھ پیدا كرده است و ایندو كشور را در دو شرایط متفاوت قرار داده است . انچھ واضح است كلمبیا توانستھ است با نگاھي استراتژیك و با اتخاذ سیاستھاي عاقلانھ و رسپانس بموقع نھ تنھا این دوران شكننده را با كنترل و كاھش میزان ابتلا و مرگ و با نسبت مرگ نسبت بھ ابتلا ٣.١٣٪ بگذراند كھ نشانھ ریكاوري خوب سیستم درماني او نیز ھست, بلكھ در ھمین ھفت ماه با ریكاوري و بازتواني اقتصادي یك میلیون و دویست ھزار شغل جدید نیز ایجاد كند. انھا بسیاري از شركت ھا و كاركنان صنعت توریسم را با تغییر كاربري و تجھیز اولیھ بھ شركت ھاي تولیدي تجھیزات )PPE( براي ایجاد لباس و ماسك و تجھیزات مورد استفاده در امر محافظت شخصي در مقابل الودگي ویروسي, تبدیل كرده و با افزایش قابل پیش بیني بازار جھاني حداقل براي ٢ سال و در غیاب اولیھ چین در جند ماه اول رقابت ضمن تامین نیازھاي داخلي, بھ میزان زیادي از محصولات خود را صادر كرده اند یعني ریكاوري بسیار اثربخش و مثبت اقتصادي انجام داده اند., مضافا اینكھ ١,٢٠٠ ھزار شغل جدید در ھمین راستا ایجاد كرده اند.

در ادبیات كشور ما )Resiliency( ,را بھ تاب اوري ترجمھ كرده اند اما شمایلي كھ از ان توسط مدیریت میاني در كشور كشیده مي شود شباھتي با اصل ان ندارد بلكھ در صورت تجسم عیني كھ انھم بعید مي نمایاند شباھت با )Resistance( یا مقاومت كھ نوعا بدون داشتن ظرفیت تاب اوري, شكننده مي باشد دارد. اینكھ جامعھ اي بدنبال رزیلینسي )مدیریت منعطف تاب أوري( باشد یا رزیستنسي )مقاومت( بھ مولفھ ھاي تعیین كننده بسیاري مرتبط است كھ بیش از ھر چیز بھ أگاھي ھا و جھان بیني رھبران أن جامعھ و شرایط سیاسي. اقتصادي و اجتماعي و امنیتي و توان شناخت و عمل مدیران در حوزه ھاي مختلف توسعھ اي ان جوامع ارتباط پیدا مي كند .

تفاوت مھم جامعھ اي ھدف گیري استراتژیك ان ایجاد مقاومت است با جامعھ اي كھ بصورت استراتژیك رزیلینس یا مدیریت منعطف و تاب اور را ھدف گرفتھ است این خواھد بود كھ اولي در مقابل ھر تغییري مقاومت خواھد كرد و یا تلاش خواھد كرد حداقل تاثیر از تغییر را پیدا كند و بصورت سنتي ھر تغییري را تھدید فرض خواھد كرد.مھم اینجاست كھ اینگونھ جوامع مقاومتي در ضمن اینكھ در مقابل تغییراتي كھ ناھنجار ارزش گزاري میشوند مقاومت و مقابلھ مي كنند اما بھ اینجا بسنده نمي شود و با كمترین بي توجھي,بصورت ساختاري در مقابل تغییرات ھنجار اجتماعي, اقتصادي, فرھنكي و سیاسي نیز مقاومت خواھند كرد. در چنین جوامعي سدي كھ براي مقاومت در مقابل تغییر زده مي شود پشتوانھ محكمي ندارد و اگر بشكند سیل تغییر ھمھ چیز را با خود مي برد و جامعھ را دچار انارشي مي كند و در چنین انارشي و ھرج و مرجي ھر كس و ھر صاحب مكنتي بھ فكر خویش و حفظ منافع و حدود و ثغورخویش خواھد بود و استحكام اجتماعي دچار تلاشي ویرانگر مي شود. چنین جوامعي یك پاي ثابت در سنت گرایي و یك پاي لرزان در مدرنیسم دارند و بیشتر كانسرواتیو و محافظھ كار ھستند تا تحول گرا و ریسك پذیر . چنین جوامعي در وادي سرعت توسعھ, بكندي مي روند و گرفتار كلیشھ ھاي بیشماري ھستند )stereotypes( كھ اینجا و انجا در ویترین خویش نھاده اند. این جوامع بیش از اندازه گرفتار شعار و نمایش مي شوند و ویترین ھاي بزرك پر از یادگاري و انبارھاي پر از خالي از كالاھاي اساسي فرھنگي و توسعھ اي دارند. تضاد طبقاتي در انھا بسیار چشمگیر و حرف از عدالت بسیار است. ادبیات انھا تضاد پایھ است و

این تضاد و تعارض افراط گونھ در ھمھ جاي دیده مي شود. سیاست در این جوامع بر بستن مرزھا و انحصار ھمھ فعالیت ھاي اقتصادي در دست خانواده ھاي سیاسي برخوردار در ھر لباس و اتیكتي استوار است كھ نتیجھ ان كوچك كردن سفره اقتصاد كشورشان بھ ھمراه نارضایتي عمومي و كاھش كیفیت زندگي و معیشت مردم در كنار فساد اقتصادي لجام گسیختھ است. در این جوامع رشد و توسعھ پایدار اتفاق نمي افتد چرا كھ زمینھ اصلي ان كھ ایجاد اعتماد اجتماعي و نھادینھ شدن شبكھ ھاي زایاي اجتماعي است فرصت فراھمي پیدا نمي كند.

و در نھایت این جوامع مفاومت را لازمھ حفظ استقلال مي شمارند واستقلال را خودكفایي و خود بسندگي در ھمھ عرصھ ھا فرض مي گیرند و در مقابل تغییر در حوزه نظر و عمل مقاومت مي كنند . اما )resiliency( یا مدیریت منعطف با ھوشمندي و محاسبھ پایھ ھاي خویش را بر اجماع )consensus( مي گذارد و از شانھ ھاي كنش و پاسخگویي بھ موقع, بالا میرود و مسئولیت واكنش معقول را بر چشم خویش مي نھد و تمام توان خویش را بر بازسازي و بازافریني و بازتواني )Recovery( و ایجاد تنوع اقتصادي و رشد بخش اقتصادي مولد و نواورو ایجاد فرصت ھاي برابر براي ھمھ در جھت شكوفایي كارافرینان واقعي وایجاد جامعھ ھمھ شمول و غیر انحصاري با بستن مسیرھاي رانت و ویژه خواري فساد زا و واسطھ پروري مي گذارد. جوامع رزیلینس چون شاخھ ھاي تر و منعطف درختان ھستند كھ در مقابل طوفان خم مي شوند اما نمي شكنند و اما جوامع رزیستنس كھ فقط بر مبناي مقاومت سخت و بي انعطاف شكل مي گیرند در تند باد حوادث مي شكنند و امكان باز یافت پیدا نمي كنند. جوامع رزیلینس با ریسك ھا زندگي مي كنند و ھر روز خلاقیتي جدید را در تضارب با ریسك ھا و نظرھا مي افرینند و سعي مي كنند ھر تھدید ملي و منطقھ اي و حتي جھاني را بھ فرصت متقابل در ھمان سطح تبدیل كنند. در این جوامع گستره بازار جھاني ھدف اقتصادي مي شود و خود را براي رقابت اماده مي كنند و اموزش و پرورش در چھارچوب ایجاد انسانھاي درستكار و كنجكاو و كارافرین و سرمایھ افرین در بستر انتخاب طبیعي تكاملي سیاست گزاري مي شود. جامعھ رزیلینس تفسیر متفاوتي از استقلال دارد و ان را نھ ھم وزن خودبسندگي بلكھ مساوي با حق و فرصت انتخاب میگیرد. حق و فرصت انتخاب شدن و حق و فرصت انتخاب كردن كھ ھر دو مھم و حیاتي ھستند. جامعھ رزیلینس دنبال حق و فرصت انتخاب شدن در جامعھ جھاني و رقابت ھاي جھاني است و فرصت انتخاب كردن را نیز در بالاترین سطح بھ خدمت مي گیرد و ھمین نگاه را در بسط و احقاق حقوق مردم بكار مي گیرد. جامعھ رزیلینس ھمان جامعھ اي است كھ بھ فرمایش مولي متقیان حاكم و مردم در ان نسبت بھ ھم حق دوطرفھ دارند. در حوزه اقتصاد جامعھ رزیلینس ھمان جامعھ اي است كھ ماھیگیري یاد میدھد اما ھیج كس نیز سفره اش بي ماھي نمي ماند. جامعھ رزیلینس از ابشخور عدالت اجنماعي سیراب مي شود و اصلي ترین ھدف ان ایجاد جامعھ ادغام یافتھ و ھمھ برخوردار )اینكلوسیو( از سفره جامعھ است. ھدف جامعھ رزیلینس چون جامعھ سوسیالیست ایجاد برابري كور نتایج نیست بلكھ ایجاد محیط زایا براي فعالیت وفضاي مناسب براي برابري فرصت ھا و دسترسي بھ ابزار تولید و برابري در حقوق شھروندي و عدالت در استفاده از مواھب زندگي و نتیجھ تلاش است. بر مبناي جامعھ رزیاینس طبقات أسیب پذیر بدلیل اسیب طبیعي و یا در اثر حوادث از سفره عمومي بیرون نمي افتند بلكھ جایگاه مطمئن تري را دارند. جامعھ رزیلانس یا اگر ان را تاب اور بنامیم جامعھ اي است كھ پیش از ھمھ رھبران و نخبگانش تاب تحمل عدالت را پیدا مي كنند و در دام ویژه خواري و زیره خواري و پیش خواري نمي افتند. جامعھ اي كھ نمایندگانش پیش از موكلانش سھمیھ یا ھر امتیاز و دسترسي شھروندي دیگري را بھ دلیل نماینده بودن دریافت نمي كنند و وزرایشان بھ بي عدالتي و تبعیض واضح )discrimination( تن نمي دھند. جامعھ اي رزیلینس و تاب أور مي شود كھ در ان ترس از دست دادن حق خود و ولع دست یازي بھ حق دیگران بر زبان نخبگان و اھل دانش لكنت نمي اندازد و امتیازھا و ابلاغ ھا قفل بر زبان دانش نمي نھد. فشار مكنت گردن حكمت را نمي شكند و امتیازھا و وام ھاي بلاعوض و كم بھره برچشم بعضي از سیاسیون و مدیران سرمھ تملق و عدول از حق الناس نمي كشد . جامعھ رزیلینس جامعھ اي رو بھ سوي عدالت و توسعھ است نھ پشت كرده بھ ان و رزیلینسي از اولین ملزومات توسعھ یافتگي است , و این اتفاق نمي افتد مگر اینكھ حقوق مردم و حكومت در دو كفھ یك ترازو كنار ھم پاس داشتھ شود و در تعادل موجب قوام و تعادل اجتماعي و سیاسي گردد انجا كھ امام علي ع در خطبھ ٢١٦ نھج البلاغھ ایندو حق را از واجبات الھي مي شمارد .

جامعھ رزیلینس جامعھ اي است كھ اگر در ان كنترل دروني اخلاق و ایمان و وجدان ھم نباشد اما كنترلھاي بیروني مقتدري چون افكار عمومي أگاه و مدیاي مستقل و قانون ھمھ گیر و نظارت ھاي مستقر امكان كج روي را ھزینھ سار مي كند. جامعھ رزیلانس را نمي توان از چند پاورپوینت بھ سرقت رفتھ استخراج كرد كھ رزلینسي ریشھ در باور عمومي بھ احقاق حق عمومي دارد. رزیلینسي در یك جامعھ ارتباط وثیق با میزان فربھي حوزه عمومي و حق عمومي و سیاستگزاري بر مبناي خیر عمومي دارد و در یك كلام شكل و شمایل جامعھ رزیلینس یا جامعھ اگاه عدالت محور منعطف یاسازگار با مباني توسعھ بشري از تركیب دو مولفھ کنش بموقع و معقول )Response ( و بازتواني )Recovery( ھویدا مي شود.

یك جامعھ رزیاینس ایراني یا حتي اسلامي طبیعي است كھ با یك جامعھ رزیلینس مسیحي و یا اتیست در بسیاري از محورھا متفاوت خواھد بود و رزیلینس بھ معني تطبیق فرھنگي یا حتي اجتماعي و سیاسي نیست اما در ھمھ اینھا سھ مشخصھ پاسخگویي و بازتواني و اولویت خیر عمومي مي بایست موجود باشد كھ در غیر اینصورت جامعھ رزیلینس محسوب نمي شوند.

رزیستنسي و رزلینسي نھ مخالف ھم كھ مكمل ھم ھستند و با ھم سكوریتي یا امنیت اجتماعي را مي سازند . در اوایل ھمھ گیري كرونا اینجانب در جھت ایجاد توجھ و عنایت سیاستگزاران نظام سلامت كشور, نمودار وضعیت امنیت سلامت ایران با اسكور ٣٧.٧ با جایگاه ٩٧ از ١٩٥ كشور را مبتني بر GHS INDEX طي نوشتار كوتاھي منتشر كردم تا ھشدارباش سیاست گزاران در ایجاد كمربند ایمني مناسب قبل از رسیدن ھمھ گیري بھ كشور باشد لاكن متاسفانھ التفاتي نشد و تمھیدي اندیشیده نگردید تا شرایط بھ این وضع فاجعھ بار در امد. انچھ پر واضح است در ایران سیاستگزاران ارتباط منطقي ما بین سیاست متخذه خودشان و نتیجھ محیطي أن نمي بینند و ارتباط سیاست پي أمد عواقب )POC( را بھ رسمیت نمي شناسند و فكر مي كنند انھا ھر سیاست ناقصي ھم كھ اتخاذ بكنند نتایج مورد دلخواه خود را خواھند گرفت و اگر ان نتایج نیز حاصل نیاید نشانھ خلا یا نقص سیاستي انھا نیست بلكھ دیگران خوب عمل نمي كنند یا چوب لاي چرخ انھا مي گذارند. و این نشانھ ناقص ترین درك از مقولھ چرخھ سیاست است. در نھایت اگر ما در ایران دنبال توسعھ فراگیر و پایدار باشیم مي بایست مقاومت را درشكل ھوشمند, منعطف و دانشمدار و مبتني بر شواھد واقعي ان در جھت افزایش رزیلینسي و مدیریت تاب اورانھ ببینیم و عمیقا باور كنیم كھ پیامدھا نتیجھ سیاستھاي دیروز و امروز و أینده ما ھستند. در شرایط فعلي و بطور خلاصھ كشورھا را در ارتباط با تعادل مابین رزیلینسي و رزیستنسي مي توان مطابق شكل زیر بھ ٤ گروه مختلف تقسیم كرد و جایگاه ھر كشور را مبتني بر سیاستھاي أن و شرایط زیست بوم ان مشخص كرد .

١ )كشورھایي كھ ھردو متغیر رزیلینسي و رزیستنسي در انھا بالا است ٢ )كشورھایي كھ ھردو این متغیرھا پایین است ٣ )كشورھایي كھ رزیلنسي بالا و رزیستنسي بایین دارند ٤ )كشورھایي كھ رزیلنسي پایین و رزیستنس بالا دارند.