درآمدی بر ارتباط ساحت زیستی و ساحت اجتماعی انسان در منظومه سیاستکزاری: مغز، ذهن و تصمیم

دانش سیاستگزاری در جهان معاصر نمونه روشنی از ریختن دیوارها و حصارهای بین دانشی است و سیاست عمومی نتیجه بسیاری از تعاملات ذهنی و بین الاذهانی تحت تاثیر هورمونهای بیولوژیک, سیناپسهای عصبی و نرونهای قشر خاکستری و سفید مغز از یک سو و تربیت و آموزش و متغیرهای کلان و خرد اقتصادی, سیاسی, اجتماعی و در یک کلام تعیین کننده های توسعه ای مؤثر بر حیات فردی و اجتماعی انسان از سوی دیگر است.

0
28
درآمدی بر ارتباط ساحت زیستی و ساحت اجتماعی انسان در منظومه سیاستگزاری: مغز، ذهن و تصمیم
درآمدی بر ارتباط ساحت زیستی و ساحت اجتماعی انسان در منظومه سیاستگزاری: مغز، ذهن و تصمیم

درآمدی بر ارتباط ساحت زیستی و ساحت اجتماعی انسان در منظومه سیاستگزاری: مغز، ذهن و تصمیم
دکتر حمید بهلولی
مدرس دانشگاه و دبیر کمیته سیاستگزاری انجمن علوم سیاسی ایران
دکتر مصطفی غفاری
عضو هيئت علمي پژوهشكده علوم اعصاب دانشگاه علوم پزشكي تهران و همكار مركز بين المللي علوم مغز و اعصاب هانوفر آلمان

خلاصه:
دانش سیاستگزاری در جهان معاصر نمونه روشنی از ریختن دیوارها و حصارهای بین دانشی است و سیاست عمومی نتیجه بسیاری از تعاملات ذهنی و بین الاذهانی تحت تاثیر هورمونهای بیولوژیک, سیناپسهای عصبی و نرونهای قشر خاکستری و سفید مغز از یک سو و تربیت و آموزش و متغیرهای کلان و خرد اقتصادی, سیاسی, اجتماعی و در یک کلام تعیین کننده های توسعه ای مؤثر بر حیات فردی و اجتماعی انسان از سوی دیگر است.
انسان موجود مداخله گری است که نوعا مداخله او در جهان با تصمیم و سیاست آغاز می شود. سیاست متشکل از زنجیره ای از تصمیمات است. تصمیم از منظر دانش بیولوژی , و علم اعصاب در مغز اتفاق می افتد و از منظر علوم معقول چون فلسفه ذهن و مبتنی بر نظریه مبنایی ذهن، مسئول چنین تجزیه و تحلیل و ترکیب و مداخلات وآگاهی و پاسخ دهی ذهن انسان است. شناخت رابطه سه عنصر مغز، ذهن، روان برای درک نحوه تصمیم گیری انسان بسیار اساسی بوده مسیر سخت و دشواری است. علم اعصاب شناختی و زیر مجموعه ان تحت نام عصب شناسی تصمیم گیری در صدد مطالعه فرایند یکپارچه تصمیم گیری در مغز با روشهای اپتوژنتیک ،تصویربرداری رزونانس مغناطیسی عملکردی یا تصویربرداری سیگنال ذاتی برای گزارش فعالیت همودینامیکی خود به خودی یا با مطالعات تصویربرداری عصبی انسان می باشد.
تصمیم همانگونه که میتواند نتیجه اطلاعات درست باشد می تواند تحت تاثیر اطلاعات کاذب و توهم اتخاذ شود که بدلیل اسیب های حسی یا مغزی ناشی از ضایعات عصبی حسی یا ادراکی یا سوئ مصرف مواد و دارو یا کهولت سن حاصل آمده و موجب سوئ گیریهای شناختی و کاهش توانایی های تصمیم گیری شود.
مطالعات عصب شناسی نشان داده است که این آسیب ها ی شناختی از دو طرف و با چند نوع مکانیسم متفاوت، سرعت و کیفیت تصمیم را دچار مخاطره می کنند که میتوانند از طرفی موجب نوعی کور بینایی یا توهم بینایی (سندرم چارلز بونت) گردند و از طرف دیگر علایم زوال عقلی ( دمانس) والزایمر و از بین رفتن خاطرات را سبب شوند. مطالعه حاضر بحث می کند که آیا در قدمی فراتر می توان این پدیده های عصبی بیولوژیک را برای تفسیر و تبیین تصمیمات اجتماعی بکار گرفت؟ آگر این ذهن است که تفسیرگر و تصمیم گیر است و اگر می تواند مبتنی بر داده های معیوب یا ساختار زیستی معیوب دچار توهم و یا زوال عقلی در تصمیم گیری فردی شود پس احتمالا با مکانیسم مشابه در موضوع تصمیمات اجتماعی نیز می تواند دچار همین نوع سوگیری و خطا گردد. این فرضیه که از مطالعه بین رشته ای و متا انالیز مقالات و سیستماتیک رویو و نوعی نگاه تطبیقی و تست فرضیه با اصحاب دانش در حوزه علوم شناختی و علوم اجتماعی حاصل امده است می تواند در بررسی تقابل و تجانس سنت و مدرنیته نیز راهگشا باشد. قدم بعدی میتواند طراحی و انجام مطالعات عصب شناسی شناختی در تست تجربی این فرضیه باشد.