سازمان نظام پزشکی: این نوشتار قسمتی از مورد پژوهی یک نوشتار کاملتر تحت عنوان “اثر و نقش گروه‌های فشار در نظام سیاست‌گزاری عمومی سلامت” می‌باشد که با توجه به اهمیت ان در یک صورت‌بندی مستقل ارائه می‌گردد.

خلاصه:  مطالعه موردی و تطبیقی سازمان نظام پزشکی در ایران و دیگر کشورها از جمله انگلستان، ایرلند، کانادا، چین و هند نشان میدهد که کانسیل یا انجمن نظام پزشکی در این کشورها ی مورد مطالعه بجز ایران اصلی ترین ماموریت خود را دفاع و حمایت از حقوق بیماران و مصزف کنندگان قرار داده اند و در کنار ان بر استانداردهای اموزشی کادر پزشکی نظارت می کنند. در این کشورها حرفه ای های پزشکی حداقل کرسی های هیئت مرکزی نظام پزشکی را اشغال میکنند  و بیش از نصف کرسی ها توسط افراد غیر پزشک و غیر کادر پزشکی می بایست اشغال شود . ولی سازمان نظام پزشکی در ایران خود را سازمان صنفی پزشکان معرفی می‌کند و خود را ملزم به دفاع از منافع حرفه پزشکی می‌داند و تمامی کرسی های ان توسط پزشکان اشغال میشود.

اگر چه در ماده ۱ قانون سازمان نظام پزشکی مصوب ۱۸/۳/۱۳۸۲ مجلس شورای اسلامی اهداف این سازمان شامل هر دو بند حفظ و حمايت از حقوق بيماران. حفظ و حمايت از حقوق صنفی شاغلان حرف پزشكی می‌باشد (که سیاستی غلط و قانونی پارادوکسیکال و تضاد درون است) ولی خود شرایط سازمان نظام پزشکی امروز نشان می‌دهد که اگر سازمان و نهادی توامان مسئول حفظ منافع فروشنده و خدمت دهنده و یا ارائه کننده و مصرف کننده باشد و تمامی اعضای هیت مدیره آن از فروشندگان یا ارایه کنندگان خدمت تشکیل شده باشد موجب تضییق حقوق مشتری و مصرف کننده (و در اینجا بیمار) خواهد شد.

شایسته است مجلس شورای اسلامی از طریق ارائه طرح یا لایحه دولت و با اصلاح قانون سازمان نظام پزشکی موجب ایجاد انجمن یا جامعه نظام پزشکی متضمن حفظ حقوق و منافع بیماران و مصرف کنندگان گردد و پزشکان و کادر پزشکی حقوق و منافع مشروع خود رااز طریق ایجاد سندیکای صنفی پیگیری نمایند.

 

مطالعه موردی و تطبیقی سازمان نظام پزشکی در ایران و دیگر کشورها  از جمله انگلستان نشان می‌دهد که کانسیل (کلمه کانسیل یا انجمن برای سازمان‌های مردم نهاد و با ماهیت خدمات شهروندی انتخاب بهتری است) نظام پزشکی انگلستان (G.M.C) وظیفه خود را حمایت از حقوق بیمار و مصرف‌کننده در مقابل طبقه پزشکان تعریف می‌کند و خدمات آن به پزشکان در کنار نظارت بر آموزش پزشکی، ارائه مشاوره‌های حقوقی در جهت کاهش خطاهای پزشکی (Medical Errors) و حفظ حقوق بیماران (Patients Right) است. در کانادا کانسیل یا انجمن نظام پزشکی کانادا (MCC) سه سیاست عمده را دنبال می‌کند: ارزیابی پزشکان، اجرای آزمون‌های دانشجویان پزشکی و پزشکان و ارزشیابی مدارک تحصیلی، ارزیابی ارایه کنندگان خدمات بهداشتی و درمانی و مطالعات تحقیق و توسعه در همین رابطه. کانسیل نظام پزشکی در ایرلند سه وظیفه عمده را انجام می‌دهد: نظارت بر استاندادهای آموزش پزشکی، ارتقای عملکرد پزشکان و پیگیری وبررسی شکایت بیماران و مردم علیه پزشکان. کانسیل نظام پزشکی چین (CMC) وظیفه خود را ایجاد استانداردهای همسان و متحد و اجرای قوانین نظارتی بر کار پزشکان، حفظ سلامت عمومی و حقوق مشتریان (شهروندان و بیماران) و نظارت و ایجاد اطمینان از رعایت استانداردهای حرفه‌ای پزشکی توسط پزشکان و مراکز ارایه خدمات سلامتی می‌داند. کانسیل نظام پزشکی هند باز وظایف خود را در ثبت نام و تعیین اجازه کار پزشکان، یکسان‌سازی و ارتقای استانداردهای اموزش پزشکی، و توصیه‌های کارشناسی برای ارزشیابی مدارک تحصیلی پزشکی عنوان می‌کند. و همانطور که مشخص است هر چقدر کشور مورد بررسی توسعه‌ یافته‌تر است حمایت از حقوق مصرف کننده و شهروندان در حوزه سیاست‌ها و وظایف نظام پزشکی پررنگ تر است ولی در مجموع در هیچکدام از این کشورها سازمان نظام پزشکی را به عنوان سازمان صنفی و سندیکای دفاع و حفظ منافع پزشکان نمی‌شناسند و اعضای هیئت مدیره  نظام پزشکی نیز تنها پزشکان نیستند.

ولی سازمان نظام پزشکی در ایران خود را سازمان صنفی پزشکان معرفی می‌کند و خود را ملزم به دفاع از منافع حرفه پزشکی می‌داند و با اینحال عمده اعتراض پزشکان در ضعف و قصور سازمان در حمایت از حقوق پزشکان خلاصه می‌شود و نه حقوق مردم و بیماران، و بیشترین رقابت‌ها در همه سال‌های سه دهه گذشته ما بین گروه‌های سیاسی پزشکی که نوعی از گروه‌های فشار محسوب می‌شوند بوده است و یا در دموکراتیک‌ترین حالت آن رقابت ما بین پزشکان متخصص و پزشکان عمومی برای حفظ منافع صنفی خود شکل گرفته است و حقوق مردم و بیماران بطور کلی مغفول ماجرا بوده است. اگر چه در ماده ۱ قانون سازمان نظام پزشکی مصوب ۱۸/۳/۱۳۸۲ مجلس شورای اسلامی اهداف این سازمان شامل هر دو بند حفظ و حمايت از حقوق بيماران. حفظ و حمايت از حقوق صنفی شاغلان حرف پزشكی می‌باشد (که سیاستی غلط و قانونی پارادوکسیکال و تضاد درون است) ولی خود شرایط سازمان نظام پزشکی امروز نشان می‌دهد که اگر سازمان و نهادی توامان مسئول حفظ منافع فروشنده و خدمت دهنده و یا ارائه کننده و مصرف کننده باشد و تمامی اعضای هیت مدیره آن از فروشندگان یا ارایه کنندگان خدمت تشکیل شده باشد  موجب تضییق حقوق مشتری و مصرف کننده (و در اینجا بیمار) خواهد گردید و مضافا اینکه هیئت مدیره سازمان نظام پزشکی ایران توسط پزشکان انتخاب می‌شوند و طبیعی است که شعار و عمل انها  متوجه حفظ منافع صنفی پزشکان می‌شود و با توجه به اینکه برای دور بعدی انتخابات نیز هیئت مدیره به رای پزشکان نیاز خواهد داشت و این دور باطل همین گونه ادامه پیدا خواهد کرد. در حالی که در هیچ کدام از کشورهای پیش گفت و بسیاری از کشور‌های دیگر نه تنها حفظ حقوق و منافع صنفی پزشکان جزو وظایف کانسیل نظام پزشکی ذکر نشده است بلکه تمامی اعضای هیئت مدیره سازمان  نیز نمی توانند پزشک و صاحب منافع در حوزه پزشکی باشند و پزشکان فقط چند نماینده در هیئت مدیره نظام پزشکی خواهند داشت.

نحوه تبلیغات کاندیداها در انتخابات سال جاری (۱۳۷۶) نظام پزشکی و سلسله پیام‌های رئیس قبلی و فعلی سازمان نظام پزشکی نیزکاملا در راستا و موید این درک و برداشت صنفی جامعه پزشکی از سازمان متبوع و در تعارض با فلسفه وجودی نظام‌های پزشکی در دنیا بود و هست. دلیل عمده رقابت صنفی ما بین گروه‌های فشار، منافع از جمله نهادهای سیاسی پزشکان، سطوح مختلف پزشکی (متخصص،-عمومی) و ما بین رشته‌های مختلف پزشکی برای مدیریت نظام پزشکی در ایران به همین نکته برمی‌گردد که سازمان نظام پزشکی تبدیل به سازمان صنفی و منشا دفاع از منافع و حقوق پزشکان و کادر پزشکی در مقابل حقوق مردم و مصرف کنندگان خدمات شده است و طبیعی است که هر قبیله سیاسی و طایفه صنفی که در مدیریت آن سهم داشته باشد می‌تواند ایجاد و حفظ منافع بیشتری برای خود بکند و الا اگر نظام پزشکی کاملا یک انجمن شهروندی برای حقوق مردم باقی مانده بود طبیعتا چنین رقابت سنگینی برای خدمت شکل نمی‌گرفت و یا چهره رقابت متفاوت می‌شد.

لزوم تفکیک سازمان نظام پزشکی از سندیکای صنفی پزشکان

البته باید اذعان داشت که لزوم تفکیک سازمان نظام پزشکی از منافع پزشکان و کادر پزشکی منافاتی با تشکیل نهادهای صنفی یا سندیکایی توسط پزشکان وکادر پزشکی برای دفاع ازمنافع و حقوق خودشان به مانند همه مشاغل دیگر، ندارد ولی باید تاکید کرد که سازمان نظام پزشکی سازمان صنفی پزشکان نباید باشد بلکه سازمان انضباط دهنده پزشکان و حمایت کننده از حقوق مصرف کننده یعنی بیماران و مردم در مقابل پزشکان و کادر پزشکی باید باشد. بدینسان نیاز به روشنگری است که تغییر محتوی، ماهیت، رسالت و ماموریت سازمان‌های نظام پزشکی یکی از آثار مخرب گروه‌های فشار حرفه‌ای پزشکی است که در ایران نیز متاسفانه نه تنها با چنین شدت و حدتی اتفاق افتاده است بلکه با حمایت شبکه گروه‌های فشار حرفه‌ای پزشکان در نهادهای سیاست‌گزار و مجری و ناظر سیاست‌های سلامت و آموزش پزشکی و ناآگاهی مردم از حقوق خود حالت طبیعی (Normalised) و پذیرفته شده فرهنگی (Culturalised) بخود گرفته است.

در خاتمه باید اذعان داشت که حفظ منافع و حقوق پزشکان در چهارچوب حفظ و ارتقای منافع ملی و حفظ و مراقبت از منافع احاد جامعه و مردم امکان پذیر است، و می‌توان از مزایای گروه‌های شهروندی،-حرفه‌ای ناظر برای حفظ سلامت سیاست‌ها و از جمله سیاست‌های سلامت که می‌تواند جنبه‌های مثبتی از کارکرد گروه‌های فشار را با خود داشته باشد را بکار گرفت و اولین قدم آن اگاهی یافتن مردم از حقوق عمومی، زیستی و شهروندی خود است. در مورد اصلاح جایگاه مردم نهاد سازمان نظام پزشکی در ایران، ابتدا شایسته است مجلس شورای اسلامی از طریق ارائه طرح یا لایحه دولت و با اصلاح قانون موجب ایجاد انجمن یا جامعه نظام پزشکی ایران با مسئولیت‌های نظارت بر اموزش پزشکان، ثبت نام و نظم و انتظام بخشی به پزشکان و نظارت بر حسن انجام وظیفه قانونی و اخلاقی توسط آنان و تاکید بر حفظ حقوق مصرف کنندگان خدمت، مردم و بیماران و حذف حفظ و حمايت از حقوق صنفی شاغلان حرف پزشكی از قانون نظام پزشکی گردد. و تر تیبی اتخاذ شود  که صنوف پزشکی در هیت مدیره سازمان تنها دارای حداقل اعضا و رای در کنار حداکثر اعضای غیر پزشک که دارای تضاد منافع در حوزه پزشکی و سلامت نیستند از جمله نمایندگان مردم باشند.

و این نکته آخر جالب است ذکر شود که در بسیاری از کشور‌های توسعه یافته، حتی تبلیغ کاری، تجاری و صنفی توسط پزشکان و کادر پزشکی برای کلینیک، بیمارستان و فعالیت پزشکی خود بدلیل تضاد منافعی که می‌تواند با سلامتی مردم پیدا کند ممنوع است.

دکترحمید بهلولی

MD, MPH, MRes, PhD

سازمان نظام پزشکی : مطالعه تطبیقی و پیشنهادی سیاستی برای اصلاح رویکرد و عملکرد