اداره کشور نیازمند سه سطح از مدیریت است.  اول مدیریت امور جاری که باید خوب و عاقلانه مدیریت شود که من این سطح مدیریت جاری را “این نیز بگذرد”  می نامم که ما بین مدیریت این “نیز بگذرد خوب” و “این نیز بگذرد بد” نوسان دارد. اما وقتی بد می گذرد انسانهای بی گناه زیادی با پوست و خون و استخوانشان رنج می کشند و روانشان پریشان و کرامتشان بی نشان می شود و چه مسئولیت عظیمی دارد عامل چنین بد گذشتنی بودن .مدیریت “این نیز بگذرد” مدیریت روزمرگی و گلاویز شدن با بحرانهای خود ساخته چون بحران اقتصادی و سیاسی و اجتماعی و طبیعی چون فوران فقر و شیوع بیماری و کمبود اب بدلیل سیاست های غلط است که بدون داشتن دو سطح بالاتر مدیریت که ذکر میگردد بیشتر اوقات نتیجه بد است و البته گاه در کوتاه مدت نتیجه خوب نیز حادث می شود که متاسفانه ناپایدار است و باز از دست می رود. اما هرچه هست نوعی سرگشتگی و دوام ناپختگی و روزمرگی و کورمال کورمال رفتن است.   دوم سطح مدیریت استراتژیک منظومه ای است  که کشور را در مجموعه و منظومه جهان ببیند  و در افزایش سهم ملی در نظام جهانی و حق انتخاب شدن و حق انتخاب کردن ان که معنی درست تر استقلال است بکوشد. سوم سطح مدیریت  با چشم انداز توسعه تمدنی است که کشور را در بستر تاریخ بشری  و با انگاه تاریخ تمدنی با فهم فلسفه انقباض و انبساط در بستر زمان ببیند.

ما متاسفانه در اولی ضعیف که باید قوی شویم و در دومی کم توان که باید پرتوان شویم و از سومی بی بهره ایم که باید بهره مند شویم.

اما چگونه؟  اولین قدم آن دادن ویس و صدا  و فرصت تاثیر و مهمتر از همه فرصت تشخیص به دانش و دانشمندان در هدایت عمل و هر اقدامی  است. گاه بسیاری از درمانها و پانسمانها و جراحی های  ما با تشخیص غلط صورت می گیرد.  ما در هر سه سطح نیازمند تشخیص درست مسئله هستیم.

هر دستور کار سیاستی به تبع تشخیص و البته تحت تاثیر متغیرهای متکثر حاصل می اید. تشخیص درست مسئله اولین قدم است و تشخیص درست نیازمند دانش روزآمد و دانشمندان حاذق و برجسته است. داشتن مدیران دانشمند که آمیزه علم و عمل باشند نعمت بزرگی است اگر جامعه ای دارای آن باشد و توسعه  چنین جامعه ای پر شتاب و ماندگار خواهد بود.

با آرزوی توفیق و توسعه برای کشور

دکتر بهلولی