سیاست‌پژوهی‌ در مدیریت ‌ کرونا (۱): پسینی بهداشت و پیشینی درمان

0
16
سیاست‌پژوهی‌ در مدیریت ‌ کرونا
کرونا در ایران

سیاست‌پژوهی‌ در مدیریت ‌ کرونا (۱): پسینی بهداشت و پیشینی درمان

دکتر حمید بهلولی، روزنامه شرق- ۱۳۹۹.۵.۲۰

سیاستگزاری مدرن معتقد است که تغییر و توسعه هر گونه سیاستی در ابتدا نیازمند توضیح و تفسیر دقیق شرایط وزمینه و بروندادهای سیاستی قبلی است که قرار است تغییر کند و توجه به شواهد واقعی موجود و البته تبیین ارتباطات شواهد با خلاقیت های شهودی که از آن تحت عنوان حکمت یاد می کنیم نیازهای یک تغییر سیاستی اثربخش است. اگر چه سیاستگزاری سنتی بیشتر دنبال تجویز سیاست بدون توضیح و تفسیر فوق الذکر است و معمولا مبتنی بر هیجان و فشارو منافع پیدا و نهان شکل می گیرد و خود مشکلات جدیدی راخلق می کند. با این حال توضیح و تحلیل و تجویز سیاستی هر سه در چرخه ساخت سیاست نیازمند تفقه و توجه هستند. تحلیل سیاستهای مواجهه و کنترل پاندمی کرونا در کشور از این قاعده جدا نیست و طبیعی است که قبل از هرگونه تجویز سیاستی می بایست به توصیف و تحلیل ما قبل تجویز پرداخت و در غیر اینصورت به جهل سیا ستی دچار می شویم.

از طرف دیگر در مطالعات سیاستگزاری نوعی از پژوهش ها در بررسی زمینه, علل و نتایج شکست سیاستهای تجویزی مورد نیاز است که راستین (۱۹۹۸) انها را تحت نام “سیاست پژوهی ناکامی” نام می برد.این نوع از پژوهشها اگر چه مورد خوشایند سیاستگزاران و دولتمردان و صاحبان بنگاهها نمی باشد لاکن از ضروریات کاهش ریسک سیاستها ی اصلاحی است.

همینکه در کشوری ثبات نسبی در حفظ موفقیت ها و دست اوردهای ملی که با هزینه بسیار حاصل می شود و یا میزان کل ابتلا به یک بیماری توسط وزارت بهداشت کمتر از ۳۰ هزار و توسط رییس جمهور و به استناد همان وزارتخانه, ۲۵ میلیون یعنی حدود ۸۰۰ برابر گزارش می شود که خروجی های سیاستی این دو رقم میتواند با هم بسیار متفاوت باشد نشاندهنده نیاز به سیاست پژوهی ناکامی است. و اولین سوال این است که چرا هنوز یک نظام ثبت و پایش و مراقبت قابل اطمینان و در سطح ملی برای مردم و مسئولین که پایه و بنیان سیاستگزاری مبتنی بر شواهد باشد و امکان رصد ملی را در کشور فراهم کند وجود ندارد؟

امروز که این خطوط را می نویسم شرایط میانه بحران موج دوم کرونا در کشور حاکم است و متاسفانه میزان مرگ و میر بخاطرالودگی ویروس کرونا باز افزایش چشم گیری پیدا کرده است و میزان خام مرگ و میر کرونایی روزانه بعد از هند مقام نزدیکی به راس جدول مرگ و میر پاندمی در جهان را به خود اختصاص داده است.

با توجه به اینکه اکثر کشورها حتی کشورهای برخوردار البته بدلایل متفاوت، آمادگی لازم برای مواجهه با پدیده شگرفی چون کرونا ویروس را نداشتند و بسیاری از سیستم ها و خدمات معمول و روتین و انسانهای بی گناه در کنار اقتصاد جهانی و منطقه ای دچار آسیب های فراوانی شدند، این پدیده مخرب را نمی توان محدود به کشور ایران دانست، لاکن شدت حمله موج اول ویروس کرونا در ایران انقدر وخیم و فاجعه بار بود که امکان هر گونه مقابله موثر و کنترل کننده را در هفته های اول از نظام سلامت کشور گرفت. یکی از دلایل این غافلگیری بجز انکه به خصلت ژنتیکی و رفتاری ویروس جدید بر می گشت ناشی از یک مغالطه سیستمیک بود که در بیست ساله گذشته نظام سلامت را محدود به خدمات سلامتی فرض کرده بود و اولویت خدمت سلامتی را نیز در درمان تخصصی بیماریها اولویت بندی کرده بود و با همین اولویت نیز تخصیص منابع و امور بخدمت گیری منابع انسانی و تجهیزاتی را انجام داده بود.

با حمله موج اول ویروس، سیاست پیشگیری که در طی سالیان دراز فرض می شد اولویت کشور در کاغذ نوشته ها و برنامه های پنج ساله و برنامه های وزرا برای رای اخذ اعتماد بود است ولی کاملا فاقد سازو کار مناسب ثبت و مراقبت و پیشگیری فراگیر در سطح ملی بود، کاملا منفعل شد وبا حجم بسیارزیاد بیماران تمام تلاش نظام کشور ناچارا معطوف به درمان بیماران گردید. مبارزه سختی ما بین پزشکان و پرستاران و کادر درمانی بیمارستانها با ویروس کرونا آغاز گردید. در یک طرف کادری ایستاده بودند که بشدت غافلگیر شده بودند و بدون تجهیزات و اموزش لازم و تجربه و ارایش مناسب در مقابله با سوش ناشناس ویروس کرونا تلفات می دادند. این شرایط هیچ گاه قبلا توسط این پزشکان و کادر درمان تجربه نشده بود و در اموزشهایشان نیز چنین درسی با این گستردگی فرا نگرفته بودند.

تیم بهداشت تقریبا خانه نشین شده بود و شبکه ها ی نظام سلامت که میراث مقدس ولی پیر و سالخورده نظام سلامت کشور بود امکان هیچ واکنش سریعی را نداشتند. مضافا اینکه در سالهای اخیر با تغییرمدیریت های بی حساب زخم های عمیقی بر تن و چهره اش نشسته بود که امکان حرکت را از تن فرتوت او می گرفت.

اما سپاه درمان که در سالهای گذشته دوره فربهی طرح تحول را گذرانده بود و امروزه یکباره با حمله کرونا مواجه شده بود خود را خواهی نخواهی در سپاه اول مقاومت یافت. حال انتظارات زیادی از او می رفت اما او هنوز در تامین اولین مایحتاج خویش چون تجهیزات اولیه و شخصی کادر درمان برای مبارزه با ویروس عاجز مانده بود و ظاهرا مصرف ۱۵ هزار میلیارد تومان و بدهی به جا مانده در حدود همین رقم در همین چند سال گذشته نتوانسته بود امکاناتی برای چنین مواجهه ای فراهم کند و این بودجه مصرف شده اگرچه در کوتاه مدت موجب رضایت مردم شده و هتلینگ بیمارستانها را بهتر کرده بود ولی میزان زیادی از آن از طریق سرمایه های تجمیعی به بخش های دیگر سرمایه منتقل شده بود. اما هر چه بود انتظار را بالا برده بود.

ما هنوز از انچه کار درمان در بحبوحه همه گیری کرونا انجام داد و یا می دهد واز میزان اثربخشی آن در سطح استراتژیک خبر جامعی نداریم اما در اینکه پزشکان وپرستاران و کادر درمان بیمارستانها فداکاری بزرگی انجام دادند و می دهند شکی وجود ندارد. آنچه بصورت واضح اتفاق افتاد این بود که کادر درمان سنگر اول تهاجم ویروس کرونا واقع شده است و بیشترین تلفات را نیز در این دفاع داده است.

چیزی که با سابقه حداقل ۴۰ ساله شبکه بهداشتی کشور نمی بایست

اتفاق می افتاد ونظام بهداشتی کشور می بایست بتواند بعد از اعلام بیماری در دنیا, با کنترل و ثبت تمامی ورودیها و خروجیهای کشور از مبادی آلوده وقرنطینه نقاط آلوده و شناسایی شبکه ارتباطات افراد آلوده و کنترل آنها و سازماندهی مدیریت بحران شبکه سلامت کشور و تامین منابع و تجهیزات مورد نیاز برای پیشگیری و در نهایت قطع و کنترل زنجیره انتقال و آموزش ملی و بسیاری اقدامات دیگر, جایگاهی پیشینه در کاهش بار بیماری در کشور داشته باشد وپسینه بودن سیستم بهداشتی کشور قابلیت بررسیهای بیطرفانه بسیاری را دارد و ان چیزی است که بنا بر شواهد گذشته احتمال انجام ان در کشور ما کم است.

بالاجماع می توان گفت که یکی از دلایل مهم نقش پسینی نظام بهداشتی کشور در حالی که اصولا باید نقش پیشینی و پیشگیری را به عهده داشته باشد به سالهای بلندی بر می گشت که ارام ارام کشور بر موج و جریان نمایش و دمونستریشن می نشست و تقریبا بسیاری از حوزه های توسعه ای کشور گرفتار این جریان مخرب گردیده بودند.

کشور تبدیل به ویترینی شده بود که در روی شیشه ها ی آن شعارهای توسعه نوشته می شد اما در پشت مغازه متاسفانه بی نظمی و فساد و بهم ریختگی و ناهماهنگی هر روز بیشتر می شد. نوعا مدیران نیز از کسانی انتخاب می شدند که بیشتر بتوانند با این شعارهای ویترینی هماهنگ باشند ومطابق سیستم دمونستریشن عمل کنند و با ان سازگارباشند. نظام بهداشتی کشور هم از این قاعده مثتثنی نبود و موجب تشدید ضعف بینشی و سیاستگذاری وعملیاتی آن گردیده بود که مهمترین حلقه های زنجیر آن یعنی معاون بهداشت و مرکز مدیریت بیماریهای فروکاهیده آن به مبارزه با بیماریهای واگیرشکننده ترین حلقه های آن بودند ودقیقا در همین زمان با کرونا مواجه گردیده بود. البته باید اذعان کرد که نوعی تعمد در

انتخاب نکردن شایست ترین افرا د برای معاونت بهداشت و به تبع به واحدهای زیر مجموعه آن در دو دوره گذشته وجود داشته است؟

از آنجا که قرار بود سهم بخش بهداشت و نظام پیشگیری کشور خرج مخارج طرح به اصطلاح تحول سلامت در کشور یعنی بخش پزشکی و درمان و پرداخت های نجومی این حوزه که تحت تاثیر سه گانه فهم و دانش ناقص ازرویکردهای تحول مدرن در نظام سلامت, تضاد منافع تصمیم گیران و البته آشفتگی وضعیت مراکز درمانی بود, گردد، و فرد اول نظام بهداشتی کشور می بایست مطیع و خاموش بماند و به همین دلیل امکان انتخاب فرد شایسته و مستقل و آگاه در حوزه نظر و عمل را مهیا نمی کرد.

با همین زمینه چینی ها بود که در سال ۱۳۹۲ حدود نصف بودجه سالیانه ای که برای پیاده سازی و گسترش شبکه بهداشت کشور تخصیص یافته بود که درمقایسه با منابع درمان سهم بسیار کوچکی محسوب می گردید در یک حرکت برای تامین مخارج طرح پر خرج تحول از ردیف های بودجه ای بهداشت برداشته شد و به چاه ویل طرح تحول درمانگرا ریخته شد که موجبات استعفای معاونت بهداشتی ان زمان و انتخاب فرد جایگزین همراه گردید. مجموعه این نگاه و عمل موجب منزوی کردن بخش بهداشت عمومی در کشور گردیده بود. در دوره بعدی نیز بخاطر جهل مرکب و توهم همه چیز دانی امکان اصلاح این رویه و تقویت نظام بهداشت عملی نگردید و به جای آن سیستم دوگانه سوز با مشاوران راه اندازی شد.

حال در چنین شرایطی ویروس کرونا و در غفلت کامل بخش بهداشت از راه رسیده بود.