دوشنبه, بهمن ۶, ۱۳۹۹

سیاست عمومی جهانی، بین المللی چیست؟

سیاست عمومی جهانی، بین المللی (Global, International Public Policy) خروجی یک فرایند پیچیده و چند عاملی سیاست گزاری مراجع جهانی و یا منطقه ای به منظور اقدام یا ممانعت از اقدام است که جهان زیست انسانی و یا سیاست های یک یا چند حوزه در بیش از یک کشور را تحت تاثیر قرار می دهد. این نوع از سیاست عمومی شاید برای اولین بار بصورت جامع توسط دکتر حمید بهلولی پزشک و محقق سیاست گزاری عمومی ایرانی در ضمن تحقیق سیاستی در سازمان بهداشت جهانی تعریف شده است. (Bohloli 2011, P.55)

سیاست های متخده توسط سازمان ملل متحد (UN)، و سازمانها و یا کمیسیونهای وابسته به ان از قبیل سازمان سلامت جهانی (WHO)،  بانک جهانی (WORLD BANK) ، سازمان بین المللی کار (ILO)، سازمان غذا و کشاورزی (FAO) و کمیسیون حقوق بشر (HRC) از این قبیل سیاست ها محسوب می شوند.  ضمنا سیاست های متخده توسط پارلمان های منطقه ای مثل پارلمان اروپا (EU Parl) یا خود اتحادیه اروپا (EU) و یا بیانیه های سیاستی جهانی مثل تفافق نامه زیست محیطی پاریس (۲۰۱۵) و همجنین سیاستهای متخذه توسط نهادهای چند دولتی مثل سازمان کشورهای صادر کننده نفت- اپک (Opec) را نیز میتوان تحت این گونه از سیاست های عمومی با مبدا فرا ملی و با تاثیرات جهانی، بین المللی طبقه بندی کرد.

سیاست های عمومی جهانی

درآمدی بر ارتباط ساحت زیستی و ساحت اجتماعی انسان در منظومه...

درآمدی بر ارتباط ساحت زیستی و ساحت اجتماعی انسان در منظومه سیاستگزاری: مغز، ذهن و تصمیم دکتر حمید بهلولی مدرس دانشگاه و دبیر کمیته سیاستگزاری انجمن...
مطالعه حاضر بحث می کند که آیا در قدمی فراتر می توان این پدیده های عصبی بیولوژیک را برای تفسیر و تبیین تصمیمات اجتماعی بکار گرفت؟ آگر این ذهن است که تفسیرگر و تصمیم گیر است و اگر می تواند مبتنی بر داده های معیوب یا ساختار زیستی معیوب دچار توهم و یا زوال عقلی در تصمیم گیری فردی شود پس احتمالا با مکانیسم مشابه در موضوع تصمیمات اجتماعی نیز می تواند دچار همین نوع سوگیری و خطا گردد.

سیاست های عمومی منطقه ای، بین المللی

درآمدی بر ارتباط ساحت زیستی و ساحت اجتماعی انسان در منظومه...

درآمدی بر ارتباط ساحت زیستی و ساحت اجتماعی انسان در منظومه سیاستگزاری: مغز، ذهن و تصمیم دکتر حمید بهلولی مدرس دانشگاه و دبیر کمیته سیاستگزاری انجمن...
مطالعه حاضر بحث می کند که آیا در قدمی فراتر می توان این پدیده های عصبی بیولوژیک را برای تفسیر و تبیین تصمیمات اجتماعی بکار گرفت؟ آگر این ذهن است که تفسیرگر و تصمیم گیر است و اگر می تواند مبتنی بر داده های معیوب یا ساختار زیستی معیوب دچار توهم و یا زوال عقلی در تصمیم گیری فردی شود پس احتمالا با مکانیسم مشابه در موضوع تصمیمات اجتماعی نیز می تواند دچار همین نوع سوگیری و خطا گردد.