سوال مرسومی است، كه بسيار از طرف دانشجويان پرسيده می‌شود و در ضمن در بسياری از مناسبت‌های نوشتن به فارسی در موضوع ساخت سياست،  نویسنده  ناچار بايد يكی از اين دو امکان برای نحوه نوشتن  را انتخاب كند و در طول نوشتار به منطق ان وفادار بماند. اگر چه تا بحال بصورت جسته و گریخته جواب‌هایی به این سوال داده شده است لاکن كفايت موضوع نکرده است و موجب ایجاد وحدت رویه منطقی نشده است. فلذا نه تنها هنوز این سوال ساری و جاری است بلکه ملزومات و تبعات ان نیز دامن گیر نظام سیاست‌گزاری \ سیاست‌گذاری کشور گردیده است. چرا که این دو نحوه نوشتن از دو آبشخور متفاوت ( که توضیح آن در سطوح پایین خواهد آمد) و دو نوع نگاه متفاوت منشا می‌گیرد و نظام ساخت سیاست متناسب خود را ایجاد می‌کند. نوشتن این سطور به امید ارایه بعضی توضیحات تکمیلی و باز گذاشن راه اندیشه مجدد دربحث انجام می‌گردد.

اگر چه می‌توان طبق تئوری بازی‌های زبانی ويتگنشتاين متاخر در مرحله دوم تولید فلسفه زبان خود تحت عنوان پژوهش‌ها، معنی هر كلمه را در كاربرد ‌آن جست و صورت درست ‌آن را همانی فرض كرد كه در كاربرد حيات انسانی وجود دارد و آن را تحت تاثير حيات آدمی بر شكل گيری معانی پنداشت، لاكن بايد دقت كرد كه تئوری بازي‌های زبانی معطوف به زبان منطقی يعنی زبان بی‌هويت  و بی‌جغرافيای انسانی است نه لزوما زبان  انگليسی يا روسی يا فارسی مرتبط با جغرافيا و بستر فرهنگی مربوط به خود. بيشتر انكه خود وينگينشتاين نيز در توضيح تئوری خود بناچار از زبان  انگليسی عصر خود و با رعايت دستورات زبانی و كلامی ان و كلمه گزينی مناسب استفاده كرده است و گرنه نوشته‌های او معنی دار نمی‌شدند و مفهمومی را كه او مد نظر خويش داشت را منتقل نمی‌نمودند. مضافا اينكه در مورد كلمه مورد سوال اين نوشتار هنوز عرف جا افتاده و اجماع عرفی تخصصی وجود ندارد و این سوال هنوز جدی است. در ضمن بنا بر تایید بعضی از اساتید و صاحب نظران رشته حقوق چون اقای دکتر سیدفاطمی استاد مبرز حقوق اساسی و حقوق بشر ایران  و همچنین گردشی در اینترنت، این سوال در مورد انتخاب و نوشتن کلمه قانونگذاری و یا قانونگزاری نیز وجود دارد و اجماع عرفی سنتی در این مورد نیز کاملا نسبی و در بوته نقد تغییر پذیر است.

با اين مقدمه برمی‌گرديم به سوال و بررسی جواب‌های محتمل به آن

انچه تاكنون در توضيح و جواب به سوال بالا از طرف دیگران گفته شده است بيشتر بر مبنای مبانی لغوی و كلامی بوده و اهم تكيه خود را بر لغت نامه یا توصیف ادیبانه نهاده است كه كلمه گذاردن با (ذ) را  بر گذاشتن چيزی كه جسم فیزیکی و وجود خارجی دارد و همراه با عملی عينی است، اطلاق می‌كند مثل  بلوك گذاری و امثالهم، كه خود البته طبيعتی واقعی یا فیزیکی (Actual) و خارجی و عینی (Objective) دارند. صاحبان اين نگاه از انجا كه ايجاد نهاد با بنيان را هم كاملا امری عينی و فيزيكی می‌پندارند اگر چه نام مجاز بر ان می‌نهند ( ولی به تبعات آن پایبند نمی‌مانند) معتقدند كه بنيانگذاری  با (ذ)  صورت صحيح كلمه است و توضيحی در مورد نهاد سازي‌های مجازی طبق تئوری نهادگرایی نو (New Institutionalism) مثل نهاد فرهنگ نمی‌توانند ارايه نمايند. اين نگاه لغوی در مقابل آرای قبلی خود،  گزاردن با (ز ) را به معنای ادا كردن گرفته است و فكر می‌كند تنها  كلماتی می‌توانند با (ز) نوشته شوند كه معنی ادا كردن داشته باشند،  مثل نماز گزاردن يا سپاس گزاردن  و البته دليل محكمی  نيز بر ان ارايه نكرده است . اگرچه می‌توان دليل ان را چنين پنداشت كه چنين افعالی طبيعتی ذهنی (Subjective) و مفهومی (Conceptual) داشته و تحت تاثير بسياري از مولفه‌های مجازی ( Virtual) هستند. نكته فراتری كه گفته‌اند اين است كه افعالی كه دلالت بر انعقاد نيتی چون گذاشتن یا وضع قانون می‌كنند نيز با ( ذ ) می‌بايست نوشته شوند مثل  قانونگذاری و اين البته استثنايی ( اگر چه مهم ) است كه بر قاعده فيزيكی بودن عمل با فعل گذاشتن گرفته‌اند تا بتوانند حصار تنگ آن  قرارداد را به فراخی نزديك كنند. تا اينجای توضيح  را البته می‌توان  بنا بر پذيرش عرف مالوف، البته اگر چنين عرفی وجود داشته باشد و نوعی برداشت از تئوری بازی‌های زبانی فوق الذکر پذيرفت و بر اين سياق حركت كرد و عرف شوری نكرد، لاكن  اولا چنين عرف اجماعی در اين موضوع وجود ندارد و ثانيا اين روش فاقد پشتوانه منطقی و علمی و بی بهره از مفاهيم و تئوری‌های خود حوزه مورد بحث ( Public Policy Process : فرایند ساخت سياست عمومی اعم از سياست‌گزاری يا سياست‌گذاری)  است و تنها پشتوانه خود را در لغت نامه‌ای می‌بيند كه نويسنده آن فاقد شناخت علمی نسبت به حوزه مورد نظر بوده است . در ضمن انجا كه استناد به مشابهت فعل با  قانون و قانون‌گذاری می‌شود و تلاش در تطبيق آن می‌گردد بيشتر بدليل تبادر مفهوم فيزيك داشتن لغات است.  يعنی چون این نحوه نگاه  قانون‌گذاری را مترادف با تدوين و نوشتن  متن قانون  می‌داند و انعقاد قانون را با گذاشتن كلمات حقوقی کنار یکدیگر ( Wording) يكسان می‌پندارد فلذا قانونگذاری را با (ذ) می‌نويسد. اما بايد توجه كرد كه خود قانون (موضوعه یا پارلمانی) به عنوان مثال سطح دوم یا بینابینی از سياست (مزو پالسی) است و اين طراحی و انعقاد سياست خود نيازمند گذشتن از سه مرحله متمايز كننده يعنی شناسايی مشكل يا هدف ارتقاء  شرايط موجود و ساخت و انتخاب و تعیین سياست و مرحله اخر يعنی  نوشتن سياست است كه می‌تواند برای ابلاغ شفاهی يا كتبی مورد استفاده قرار گيرد. مر حله اول كه مرحله شناخت بستر سياست و متغیرهای موثر ان است در موضوع مورد بحث امروز ما مداخله‌ای مستقيم  ندارد و لذا از توضيح آن می‌گذريم، ولی مرحله ساخت، انتخاب و تعيين سياست  مربوط به  عمق فرم‌دهی هندسه مفهومی (كانسپتچوال) سياست و مرحله نوشتاری مربوط به  سطح و فرم نوشتاری ( اكچوال وردینگ) سياست يا قانون است. در اينجا طبيعت مفهومی (كانسپتچوال) طراحی سياست يا مرحله  ساخت و تعيين سياست، ارتباطی با انعقاد ندارد بلكه بيشتر از نوع انتخاب است و به ورزيدن و گزيدن و شامل كردن ( Applying) نزديكتر است تا گذاشتن، يعنی بيشتر دنبال ساختن و يا انتخاب و گزيدن سياست از بين آلترناتيوهای سياستی در سوپ اولیه سیاست (Policy primeval Soup) برای گزاردن است. تنها با تسامح مرحله جمله نويسی  و نوشتاری ان را می‌توان از نوع منعقد كردن كلام و تدوین متن  تصور كرد  كه به منطق استعمال (ذ)  نزديكتر باشد. اما بايد دانست كه روح سياست منبعث از مرحله مفهومی (كانسپتچوال) ان است كه در مسير مراحل پيچيده‌ای چون آناليز مولفه‌های نرم و سخت تاثير‌گذار، تجزيه و تحليل محيط پيرامون و شناخت بستر و جريانات (استریم‌ها) و نهادهای موثر و متافورها و غيره و و در نهایت تئوريزه كردن آن و طراحی مدل متافوريك- مفهومی (كانسپتچوال)  سياست و غيره جريان دارد و حتی در ساده ترين مدل خطی -مرحله‌ای (Staging) و یا عقلایی (Rational) ساخت سياست نيز حداقل از شناسايی مشكل تا ارايه سیاست‌های ممکن ( Alternatives) براي راه حل و انجام مطالعه هزينه/ فايده  و در نهايت نهادن آن در دستورالعمل یا آجندا (Agenda setting) همه با رويكرد شناختی است تا گذاردن فيزيكی كلمات و تنها مرحله آخر كه  مرحله نوشتار يا وردينگ است،  كه خود ان هم  می‌بايد در دو مرحله نوشتار سياسی و بعد نوشتار حقوقی  انجام شود به نوع انعقاد از نوع كلامی نزديك می‌شود.

  • نکته ما قبل آخری که باید افزود این است که واحد بنیادین (Fundamental Unit) سیاست،  پاره ایده‌ها یا ذرات بنیادین قابل انتقال و قابل تکراری هستند که ماهیت مجازی (Virtual) و ذهنی (Subjective) داشته و همین ماهیت را برای سیاست (Policy) ایجاد می‌کنند و در اصل سیاست بر ساخت ذهن از پاره ایده ها یا واحدهای بنیادین کاملا مفهومی (Coceptual) است, و همین همزادی و هم‌ترازی در مورد خبر نیز صدق می‌کند. یعنی سیاست بصورت ماهوی مثل خبر است و به همین دلیل خبرگزاری نیز با (ز) نوشته می‌شود. یعنی به زبان ساده‌تر گزاردن خبر و گزاردن سیاست ماهیت یکسانی دارند و هر دو می‌بایست با (ز) بصورت خبرگزاری و سیاست‌گزاری نوشته شوند. خلاصه اینکه به هر دلیلی که خبرگزاری با (ز) نوشته می‌شود سیاست‌گزاری هم می‌بایست با (ز) نوشته شود.

    اما پیش از خاتمه این بحث باید متذکر شد که تفاوتی ماهوی مابین نوشتن سیاست‌گزاری (باز) و یا سیاست‌گزاری (متصل) وجود ندارد فلذا هر دو صورت نوشتاری ان را با (ز) می‌شود استفاده نمود، و انتخاب هر کدام بیشتر مربوط به سلیقه فردی و انتخاب نویسنده خواهد بود اگر چه انتظار می‌رود در طول نوشتار ثبات رویه و یکنواختی (Consistency) رعایت گردد . 

نكته آخر اما از انجا كه گاهی نقل مي شود سياست‌گزاری با (ز) را معطوف به مراحل ساخت سياست بدانیم و سياست‌گذاری با (ذ) را برای مرحله اجرای سياست بكار ببريم. بايد متذكر شد كه نحوه نوشتن سياست‌گزاری يا سياست‌گذاری، تاکید می‌شود، نحوه نوشتار ان هيچ ارتباطی با اجرای سياست ندارد. چرا كه ساخت سياست (همانگونه كه از عنوانش پيداست و شامل هر دو نوع نوشتار مورد بحث می‌شود)  مربوط به مرحله قبل از اجرای سياست است و طبيعی است كه در مرحله اجرا  (Implementation)،  سياستی كه در مرحله ساخت ساخته می‌شود در اين مرحله اجرا می‌شود و پسخوراند (Feedback) دوباره به مرحله ساخت برای اصلاح سياست يا ايجاد نسخه (version) جديدی از سياست وارد می‌شود و به هر حال اجرای سياست ارتباطی با نحوه نگارش كلمه سياست‌گذاری يا سياست‌گزاری ندارد و ما در مرحله اجرا، اجرای سياست‌گذاری نداريم بلكه اجرای سياست داريم يعنی سياستی كه در مراحل ساخت گزارده شده و گاه تدوين شده است در مرحله بعدی اجرا می‌شود. لذا فرايند كلی ساخت سياست عمومی (سياست‌گزاری يا سياست‌گذاری)  مراحل مختلف (از ۳ تا١٢ مرحله ذكر شده است) را در خود جای می‌دهد  اگرچه هر كدام هويت خود را ،و البته در ارتباط با همديگر، حفظ می‌كنند.

فرایند و ساخت سياست: چگونه بنويسيم: سياست‌گذاری يا سياست‌گزاری؟ 

اما كلام آخر اينكه اولا وضع و تعیین اصطلاحات علمی و فنی یعنی ایجاد و توسعه زبان تخصصی توسط متخصصان و صاحب نظران ارشد همان حوزه تخصصی والبته با مشورت با زبان شناسان متخصص انجام می‌شود نه توسط ادیبان و حتی زبان دانان عمومی یا مترجمان عمومی و ثانیا برای این منظور معمولا درحوزه‌های مختلف فلسفی، علمی و فرهنگی، معمولا نهادی یا انجمن تخصصی وجود دارد كه اختيار يا مشروعیت یا مقبوليت وضع يا ابلاغ اصطلاحات آن حوزه را دارا می‌باشد و نحوه استعمال درست یا قراردادی اين قبيل لغات را بيان می‌كند و اینجاست که عرف تخصصی معنا پیدا می‌کند. در موضوعات سیاست‌گزاری \ سیاست‌گذاری جهانی نیز ما با چنین پدیده‌ای مواجهیم. به عنوان نمونه بانك جهانی در موضوع اصلاحات بخش سلامت يعنی Health reform, كلمه رفرم  با (R) را به اصلاحات كلان  و كلمه رفرم با (r) را به اصلاحات خرد تعريف كرده است, فلذا بصورت متدولوژيك دو اصطلاح مشابه  Reform و reform دارای دو حوزه اثر متفاوت و تحت تاثیر, گاه متغیرهای متفاوت می‌باشند.

در نتيجه و مطابق مباحث بالا از نظر بنده مرحله ساخت سياست مرحله‌ای مفهومی (كانسپتچوال) و تحت تاثير مولفه‌های ذهنی (ويرچوال) و استعاره‌ای (Metaphorical) بسياری بوده و مرحله شناخت و  تعيين آن منجر به طراحی هندسه مفهومی سياست می‌شود و خطاب چنين ساخت سياستی با كلمه سياست‌گزاری  (ز)  به صواب نزديكتر است و مرحله آخر فرایند ساخت و پرداخت و يا تعيين سياست كه كلمه گذاری ( وردينك)  يا تدوين سياست است  اثری در محتوای مفهومی سياست ندارد، بلكه تنها محتوای مفهومی ساخته شده سياست را  به صورت قابل بيان در می‌آورد.  فلذا اطلاق سياست‌گذاری با (ذ) می‌تواند تنها اشاره‌ای ضعیف به اين مرحله پايانی باشد انچنان كه در قانون‌گذاری  كه آن را بيشتر امری تدوينی در نظر می‌گيرند بصورت عرفی استفاده می‌شود. فلذا از نظر اینجانب اصطلاح سیاست‌گزاری عمومی ترجمه درست و تخصصی از حوزه علمی و دانشگاهی پابلیک پالیسی است که اگر چه دانشی بین رشته‌ای ( Interdisciplinary) محسوب می‌شود ولی خاستگاه و زیست‌گاه آن در مجموعه علوم سیاسی تعریف می‌شود.

حال با توجه به تفکیک سیاست‌های عمومی به چهار سطح شامل سیاست‌های کلان ( قانون اساسی و مجامع رهبری)، سیاست‌های بینابینی (مجلس و قوانین موضوعه)، سیاست‌های تصمیمی (دولت و کابینه) و سیاست‌های اجرایی ( وزارت‌خانه‌ها و سازمان‌ها و بنگاه‌های دولتی) می‌توان كلمه سياست‌گزاری  با (ز) را برای  ساخت  و تدوين سياست‌های كلان (ماکرو پالیسی \ متا پالیسی \ مگا پالیسی) كه دارای مراحل ساخت مفهومی ( كانسپتچوال) سنگين‌تر و درازدامن‌تری هستند و از كلمه سياست‌گذاری با (ذ) برای سياست‌های خرد (میکرو پالیسی) مثل سياست‌گذاری سازمانی و مدیریتی  استفاده كرد.

البته موضوع جنبی دیگری که در موضوع و حوزه سیاست‌گزاری \ سیاست‌گذاری وجود دارد موضوع ساخت سیاست بنگاهی، سازمانی غیردولتی است. اگر چه مابین این حوزه بنگاهی و سازمانی و سطح چهارم (سیاست‌های اجرایی و دلیوری، نه اجرای سیاست‌ها) از سیاست‌های عمومی مشابهت‌هایی وجود دارد لاکن اگر هنوز بعضی از حوزه‌های  علمی يا مديريتی اصرار بر استعمال كلمه سياست‌گذاری با (ذ) داشته باشند می‌توان  پيشنهاد كرد که برای ساخت سیاست‌های بنگاهی، سازمانی از اصطلاح سیاست‌گذاری با (ذ) و با پسوند بنگاهی و سازمانی (و نه با پسوند عمومی) استفاده شود. لذا هر وقت جایی دیدیم کلمه سیاست‌گزاری با (ز) نوشته شده است معنی ان سیاست‌گزاری عمومی خواهد بود و هرگاه مواجه با کلمه سیاست‌گذاری شدیم معنی ساخت سیاست‌های بنگاهی و سازمانی از آن مستفاد خواهد شد.

خود اين موضوع تفاوت ماهوی سياست‌گزاری عمومی بصورت يك شاخه چند حوزه‌ای (مالتی ديسيپلينری)  كه در سطح نظام (استيت) و حکمرانی و دولت به معنای اعم ‌ن كاربرد دارد و ريشه اصلی آن در حوزه  دانشگاهی  علوم سياسی و تئوری‌های حکمروایی (گاورننس) است {اگر چه امروزه از ديسيپلين‌های مختف مثل فلسفه ذهن و حتی زيست‌شناسی و زنتیک و روانشناسی  و علم اعصاب (نورولوژی) و زیست جامعه شناسی (بيوسوشیولوژی) و حتي  زمين‌شناسی بهره می‌برد} با مباحث سياست‌گذاری (با تسامح) خرد مديريتی و سازمانی كه بيشتر در دانشكده‌های مديريت ارايه می‌شود را روشن می‌كند. اگرچه هر دو این رشته‌ها‌ی تحصیلی یعنی هم سیاست‌گزاری عمومی و هم سیاست‌گذاری سازمانی برای نظام حکمروایی و مدیریتی کشور لازم هستند اما نباید فراموش کرد که بصورت منطقی و عقلایی دو هدف متفاوت برای تربیت و بکارگیری متخصصان ان که از دانش، مهارت و نوع تربیت متفاوتی برخوردار خواهند بود باید وجود داشته باشد.

دكتر حميد بهلولی

بهار ١٣٩٦/

June2017

١- مراد اين نوشتار از سياست همان  مفهوم policy است و مراد از ساخت سياست و هر دو اصطلاح مورد بررسی يعنی سياست‌گزاری و سياست‌گذاری، مفهوم policy making است.

منظور از فرايند سياست‌گزاری عمومی Public policy process می‌باشد.

این مقاله را در روزنامه شرق نیز ببینید.