دکتر حمید بهلولی
دکتر حمید بهلولی

دروغ سیاستی و سیاست دروغین

حمید بهلولی*

دروغ پدیده زشتی است که در باب ان، سخن بسیار رفته است و متفکران بسیار  ان را از زوایای مختلف معرفت شناسی، جامعه شناسی، روانشناسی،  رفتار شناسی، زبانشناسی و دین شناسی و در چهارچوب مفهومی و عملکردی بررسی کرده اند. این نوشتار در صدد است مفهوم دروغ از منظر  سیاست شناسی و تاثیر ان در سیاستگزاری عمومی را  با گریزیاز باب ضرورت به دیگر زوایای ان  بررسی نماید.

نظرادیان و بزرگان معرفت اندیش در باب دروغ گفتن.

سقراط تعریف سخن دروغ را با تعریف سخن حقیقی ملازم میداند و میگوید ان سخنی که موجودات را چنان که هستند بیان کند سخن حقیقی است و ان سخنی که ان ها را چنان که نیستند بیان کند سخن دروغ است (افلاطون ۶۹۱) اگر چه قایل شدن به پارادکس دروغگو این تعریف را لغزنده می کند. اما بصورت مفهوم تقلیل یافته و ساده شده و بر مبنای نظردیویدسون  میتوان سخن دروغ را ادعای باطلی دانست که گوینده عمدا ان را به عنوان حقیقت ومعمولا  به منظور فریب و با تضمین صدق بیان می کند. کلامی که دن فالیس (۲۰۰۹) ان را بصورت کلامی که به کذب ان باور داریم؛  صورتبندی می کند.

امام علی (ع) فرمایش معروفی در مذمت دروغ دارند که می فرمایند “هیچ بدی بدتر از دروغگویی نیست”. در قران کریم نیز در ایات متعددی به زشتی دروغ به عنوان گناه کبیره و تعارض ان با ایمان و تطابق ان با نفاق اشاره شده است (سوره توبه:۷۷، سوره صف:۲، سوره غافر:۲۸، سوره واقعه :۱،۲، سوره بقره:۱۰، سوره ال عمران:۶۱ و آیات دیگر). شهید مطهری به عنوان یک متفکر مسلمان در سیری در سیره نبوی دروغ گفتن را مساوی با بی دینی معرفی می کند و اذعان میکند که ما مجاز نیستیم حتی به نفع دین دروغ بگوییم و به نفع دین بی دینی کنیم. نوعا در ادیان دیگر از جمله مسیحیت (خروج باب ۲۰:۱۶، آفسسیان باب ۴:۲۵) و یهودیت (سفرخروج: ۷:۲۳، صفنیا نبی: ۱۳:۳) و دین زرتشت (گاتها: سرود۳۰ بند۱۰، گاتها سرود۳۱ بند ۱۸) و حتی بودایی (راههای هشتگانه مگه و عواقب کارمه و ده اصل دسه سیله) نیز دروغ عملی غیر اخلاقی و ناپسند معرفی گردیده است و مومنان ادیان را از ان برحذر داشته است.  از تفاوت های مهم سیره علی (ع) به عنوان نمونه ای از حکمرانی فاضله  دوری از دروغ و کذب در حکمرانی بوده است انگونه که خود حضرت امیر در خطبه ۱۶ نهج البلاغه که خطبه آغازین خلافت اوست میفرماید ؛به سخنانی که به شما میگویم خود متعهد هستم، به خدا سوگند که به اندازه سر سوزنی چیزی از شما پنهان ندارم و هیچ نوع دروغی به شما نمی گویم. هم او در خطبه ۱۰۸روزگاری را پیش بینی می کند که مردمان گرگ و زمامداران درنده، طبقه متوسط خرد و فقیران مرده، صداقت نایاب و دروغ در جوشش (فاض الکذب). خلاف عرف مالوف و پاکدامنی موجب شگفتی و اسلام مانند پوستین وارونه می گردد. در نوشته های کهن فارسی نیزچون کلیله و دمنه، قابوس نامه، کیمیای سعادت و اخلاق ناصری در مذمت دروغ و لزوم پرهیز از ان سخن بسیار رفته است.

مبتنی بر این اموزه ها میتوان دروغ را عملی رذیلت گرا، خشونت امیزو ضد اجتماعی، و ترور حقیقت و قحطی فضیلت و عامل تملق با فرادستان و ظلم و اجبار با فرودستان به حساب اورد. سیاست دروغین مبتنی بر زنجیره های دروغ و به قصد فریب  و در ارتباط با تعارض منافع ساخته می شوند و می توانند رنوشت یک ملتی را تباه کنند.

دروغ ابزار سیاست ورزی

اما در جهان دیروز و  امروز قسمتی از سیاستمداران فکر می کرده اند و میکنند که دروغ از

ابزار سیاست ورزی است و از جمله بهترین ابزار سیستمیک برای شکستن ائتلاف های مخالف سیاست های حاکم و فریب و خسته کردن  رقیبان در پیچراههای های دروغ  است. ایجاد پیچ راه های دروغ و ساختن راههای دروغین میتواند راه حقیقت را مخفی نماید  و مطالبه کنندگان حقیقت را در این راههای دروغین گم نماید   و انها را در پیمودن راههای منتهی به بن بست خسته نماید و از مطالبه حق و حقیقت و نقد و یا مخالفت موثر باسیاست های حاکم یا سیاستمدار بازدارد.

مولفه های اجتماعی  موثر بر دروغگویی

هانا آرنت در مقاله معروف خود تحت عنوان دروغ در سیاست که در سال ۱۹۷۱ در باره سیستم دروغ پراکنی امریکا در جنگ ویتنام منتشر می کند در انالیز دروغ به این معنی متذکر می شود که دروغها با توجه به شناخت قبلی از سلایق مخاطب کاملا بصورت منطقی و عقلانی و قابل باور طراحی می شوند و دسته ای را که از انها به عنوان مشکل گشایان با هوش نام میبرد را تکنسین های دروغساز معرفی می کند که در اختیار هژمونی دروغ و از قضا با باور نسبت به اهداف اعلام شده بظاهر وطن پرستانه حاکمان قرار می گیرند.

تعادل عرضه و تقاضای  دروغ

پر واضح است که نمی توان دروغگویی سیاستمداران را تنها به جنبه های روانشناسی فردی و اختلالات روانی چون اختلال شخصیت ضد اجتماعی واختلال کردار( اگر چه میتواند فاکتور موثری باشد) فرو کاست و جنبه های دیگرسیاسی،  اجتماعی و اقتصادی ان را ندید. دروغ بنابر نظر مرشیمر (۲۰۱۱) از جمله ابزار روابط بین الملل در نگاه واقع گرایانه ماکیاولیستی و پوزیتیویستی است اگر چه با نگاه اخلاق گرایانه امانویل کانت که هر نوع دروغی  را حتی برای مصلحت و منافع،  مردود می دانست، در تعارض است فلذا گاه رهبران این دروغ گفتن را در راستای حفاظت از منافع کشور خود می دانند ولی در عالم واقع کشورها نسبت به دروغ های همدیگر احتیاط می کنند وان را باور نمی کنند و با شیوه های مختلف ان را راست ازمایی می کنند. و گاه وقتی این دروغ ها معلوم میشود تاثیرات بدی بر جایگاه این کشورها میگذارد و همین باعث کاهش دروغ گفتن در روابط بین الملل میشود و  اما چه بسیار این رهبران با همین منطق به ملت خود نیز دروغ می گویند. از منظر اقتصادی نیز دروغ متاع تقلبی است که اگر بازار نداشته باشد به فروش نمیرسد و حداقل ادامه پیدا نمی کند. دروغگویی سیاستمداران ملازمت با رغبت دروغ شنیدن در معادله عرضه و تقاضا ( دیمند و ساپورت) میتواند تعریف  شود. یعنی جامعه و رای دهندگان به سیاستمداران دروغگو، علاقمند به شنیدن دروغ هستند و از طرف دیگر اقتصاد هزینه نیز در پخش دروغ کمک کننده است وقتی که گفتن حقیقت پر هزینه و گفتن دروغ کم هزینه می شود طرفدار دروغگویی زیاد میشود و بازار حق گویی و حق جویی راکد می گردد. انگونه که امام علی در کلام ۲۳۳ نهج البلاغه می فرماید: بدانید در زمانی زندگی می کنید که گوینده حق کم است و زبان راستگویی نا توان، آن کس که ملازم حق است خوار و مردم ان نافرمان امر خدا. در شرایط امروزین نیز بسیاری از کسانی که دچار مشکلات امنیتی و تضییقات و تنبیهات سیاسی در چهارگوشه عالم  میگردند معمولا بدلیل گفتن حقیقت است و نه گفتن دروغ و گفتن دروغ هزینه به مراتب کمتری تا گفتن حقیقت دارد

.دروغ و رذیلت اجتماعی

از منظر اجتماعی نیز جامعه فضیلت گرا راه به انباشت رذیلت نمی دهد. اما جامعه بی فضیلت البته هر روز بیشتر میتواند در سیکل معیوب   دروغ _ رذیلت غرق شود. مردمی که هر روز دروغ میشنوند و واکنشی نشان نمی دهند یکی از دلایل مهم ان گرایش انها به دروغ شنیدن و تکرار ان در بین خود است. مضافا اینکه شخصی یا جامعه ای که به دروغ الوده گردد لاجرم به باقی رزیلت های اخلاقی و اخلاق نژند چون تملق در مقابل قدرت وسکوت در مقابل ظلم بالادست و انتقال ان به پایین دست نیز آلوده است. شاید بی حکمت نباشد که در دعای معروف منتسب به کوروش که خداوندا سرزمین مرا از حمله بیگانه، خشکسالی و دروغ در امان بدار، این سه اسیب بزرگ در کنار همدیگر امده است که دروغ خود نوعی قحطی کرامت نفس و اخلاق انسانی است که زمینه را برای پذیرش تسلط بیگانه فراهم می کند چرا که اصولا  دروغگو احساس کرامت نفس و امنیت درونی نمی کند ودروغ یک رذیلت مجرد نیست بلکه رذیلت متکثر و و تکثیر شونده است و بقول امام حسن عسگری (ع) تمام پلیدی ها در خانه ای است که دروغ کلید ان است.

مولای روم نیز در ارتباط مابین احوال روانی و دروغ میگوید:

پس بکفتندش که احوال نژند

بر دروغ تو گواهی می دهند

چرا سیاستمداران دروغ می گویند

سیاستمداران از سه منظر دروغ می گویند. منظر و جایگاه اول جایگاه شخصی سیاستمدار است و چون هر انسان دیگر ممکن است بدروغ گفتن بپردازد و حیطه تاثیر ان خود و خانواده و دوستان او باشد. منظر دوم از جایگاه سیاسی او به عنوان یک سیاستمدار مستقل میتواند باشد و البته جمع بزرگتری چون هواداران یا پیروان و هم مسلکان او را مورد تاثیر قرار می دهد و منظر سوم دروغ گفتن از جایکاه حکومت است و دروغ گفتن او مساوی با دروغ گفتن حکومت و مقام حکومتی است و این جایگاه سوم میتواند با توجه به میزان نفوذ ،  کل کشور و حتی منطقه و جهان را تحت تاثیر قرار دهد و حتی موجب ایجاد مشکل هویتی و اخلاقی برای ملتی کردد و البته اگر دروغ او موجب تضییع حق مردم گردد می تواند در چهارچوب تجاوز به حق الناس  و خشونت علیه حقوق بشر قرار بگیرد

دروغ به مثابه ابزار امنیتی.

سیاستمداران گاه دروغ را یک ابزار امنیتی به حساب می اورند و چنین محاسبه می کنند که انتشار دروغ موجب ایجاد بی اعتمادی بین مردم  و هسته های اجتماعی نسبت به اخبار واقعی و همچنین همدیگر بوده و از ایجاد تشکل های دامنه دار اجتماعی و سیاسی مطالبه گر جلوگیری می کند و یک ابزار امنیتی موثر برای خودکنترلی مخالفین ایجاد می کند. در این راستا گاه این دسته از سیاستمداران و رهبران حتی دروغ هایی را علیه خود  منتشر میکنند تا اخبار راست در باره انها نیز از سلک همین دروغ ها تلقی شود ودر کارزار دروغ ها و در مارپیچ دروغ ها کم رنگ و گم گردد.  وقتی یک حکومت به مردم دروغ میگوید دروغ رفته رفته به یک هنجار قابل تقلید تبدیل میشود و لذا مردم هم به همدیگر دروغ می گویند و سیاستمداران و سیاستگزاران و کارگزاران همه به یکدیگر و به مردم  و متقابلا مردم به انها دروغ میگویند و رفته رفته هیچ داده و امار و گزارش قابل اعتمادی باقی نمی ماند

دروغ و بی اعتمادی عمومی

در صورتی که قسمت زیادی از امار در جهت انتشار دروغ در جامعه ساخته میشوند و انگونه که دارل هاف (۱۹۹۳) امار دروغ را عامل وحشت اعداد و ترور حقیقت می داند و توضیح می دهد چگونه سیاستمداران و کارگزاران با امار به مردم و جامعه دروغ می گویند. این حجم از دروغ باعث بی اعتمادی عمومی و شکستن شبکه های اعتماد عمومی و دروغ پنداشتن فضیلت و مساوی شدن ان با رذیلت میشود. در این حال زمینه های همکاری عمومی و همدلی اجتماعی از بین می رود و خیانت اوج میگیرد و امنیت عمومی مردم و اعتماد درون گروهی از بین می رود. در این حالت هرکس سعی میکند حتی از دوستان خود و حتی خانواده و از خیانت انها نسبت به خود برحذر باشد و ناباوری عمومی به اطلاعات و پخش شدن اطلاعات دروغین؛ امکان مشارکت مردم در اقدامات جمعی را دشوارتر می شود. چنانکه با وجود مراکز خیریه دروغین مردم به خیرین واقعی هم بی اعتماد میشوند و کمک های انسان دوستانه کاهش می یابد. به قول “آری هافت” (۲۰۱۶) گاه در ادامه این روند صنعت سازمان یافته اطلاعات غلط و دروغ یاincorporated lies شکل می گیرد و برای ایجاد و انتشار دروغ در خدمت برنامه های سیاسی قرار می گیرد و به انها خدماتی را با ظواهر تغییر یافته و بصورت رسمی می فروشد. این نوع خدمات فروش دروغ مسایل بسیاری چون تنظیم و مبارزه با استعمال دخانیات، تغییرات اب و هوا، کنترل اسلحه، مراقبت های بهداشت عمومی و امثالهم را فلج می کند.

سیکل معیوب دروغ و اثبات وفاداری

اما این روند مشکل دیگری نیز ایجاد می کند و سیاستمداران  که خود، دروغ گفتن سیستمیک را هنجار کرده اند دیگر به گزارشات سیستم خود هم اعتماد نمی کنند و مضافا اینکه به فداکاری تیم خود نیز شک می کنند و اظهار فداکاری انها را دروغ می دانند و این موجب میشود که سطوح پایین تر برای اثبات فداکاری خود بیشتر تملق کنند و بیشتر از پیش از قسم خوردن برای اثبات فداکاری خود استفاده کنند و چون ان را کافی نمی یابند یک قدم نیز از حاکم بالادست فراتر می گذارند و در تبلیغ دروغ او غلو می کنند و دروغ او را شاخ و برگ می دهند تا وفاداری خویش را به او اثبات کنند. در چنین سیستمی یک ارتباط دوسویه بین دروغ و وفاداری (لویالتی) ایجاد میشود  و کسانی که دروغگوترند فداکارتر و وفادارتر به حساب می ایند و در حلقه های بالاتر و نزدیکتری قرار می گیرند و دروغ نردبان ترقی و عامل پاداش  کارگزاران قرار می گیرد و در مقابل حق گویی و حق پویی موجب خشم و غضب و مستحق تنبیه واقع می گردد . این روند سبب می شود تا اغلب  کارگزاران از ایجاد هر گونه گزارش راست و واقعی طفره روند چون می ترسند متهم به عدم وفاداری شوند و نوعا گزارشات دروغ امیزی را اماده می کنند که مورد پسند رهبران و مدیران بالادست در تایید دروغ انها یا مطابق انتظار کاذب انها واقع گردد. دراین شرایط میزان فداکاری مدیران مبتنی بر میزان دروغگویی انها و قلب حقایق در جهت منافع مرکزیت قدرت سنجیده میشوند و هاراکی دروغ و ناراستی شکل می گیرد.

چنین سیستمی سعی می کند که نتیجه نامناسب سیاست های انها منعکس نشود ودر عوض مبادرت به ارایه گزارشات ساختگی می نمایند.  در همین راستا واشنگتن پست با اتتشار گزارشی شمار دروغ ها و اطلاعات ناصحیح بیان شده توسط ترامپ در ۴ سال ریاست جمهوری خود را بیش از ۳۰ هزار مورد عنوان کرده است؛ که نشانه ای از یک دروغ پراکنی سیستمیک است.

گزارشی که CNN در مورد نظام اداری ترامپ در کاخ سفید منتشر کرده است کاملا موید نکات بالا است. او مینویسد اگر شما عضوی از تیم ترامپ باشید مجبور هستید به عنوان نوعی بقای بصورت حرفه ای دروغ بگویید. نه تنها ترامپ و کارمندان او دروغ می گویند بلکه شبکه پشتیبانی انها نیز موظف است هنگام انجام این کار از انها پشتیبانی کند. و انها در نهایت با تکذیب دروغ گفتن ترامپ دروغ می گویند . همه کسانی که در موقعیتی هستند که میتوانند علیه این جریان دروغ اقدامی انجام دهند در عوض ان را نادیده میگیرند یا ان را تقویت می کنند. “.

طبیعی است که در چنین شرایطی تمامی خروجی های اطلاعاتی بشدت کنترل میشوند و جامعه توسط یک شبکه اطلاع رسانی انحصاری که بیشتر بنگاه دروغ پراکنی است کنترل میشود و البته مردم نیز که به شبکه رسمی اطلاعاتی اعتمادی ندارند  سعی می کنند از  راههای دیگر چون رسانه های غیر دولتی واجتماعی اخبار را دنبال کنند و در این شرایط بازار شایعات و دروغ های اجتماعی نیز در تحت تاثیر این فضا افزایش چشمگیری پیدا می کند و جنگ دروغ آغاز می شود و در این منازعه دروغ ها هر روز دروغ های بزرگتری ساخته  و پخش می شوند و دراین بازار مکاره دیگر جایی برای حقایق باقی نمی ماند و  بقول ست استفنز ( ۲۰۱۷) همه دروغگو می شوند.

دروغ و ایجاد سیتم های دوگانه

در چنین شرایطی سیاستمداران ارشد که دیگر به سیستم های مستقر اعتمادی ندارند  سعی میکنند برای هر سیستم عمومی  یک سیستم مشابه خصوصی با کنترل بیشتر ایجاد کنند و دولت بصورت  سیستم دوگانه (دوال سیستم) بدو قسمت غیر خودی و خودی تقسیم می شود و تلاش می شود از ایجاد ارتباط بین سکتورها و بخش های مدیریتی کشور جهت جلوگیری از احتمال ایجاد شبکه های مخالفت جلوگیری شود.

ادبیات دروغ

بیشتر موقعیت هایی که یک حکومت دروغ میگوید در ارتباط با موضوع مسئولیت است یعنی جایی که حکومت میخواهد مُسئولیت شکست یا ناکامی را به گردن نگیرد دروغ میگوید و از ادبیات خاص دروغ که نوعا ادبیات با فعل مجهول است استفاده می کند مثل زمانی که گزارش می دهد که میزان تولید ناخالص ملی در دو سال اخیر نسبت به دوره قبل کمتر شده است. در ادبیات مجهول فاعل گم است و معلوم نیست که چه کسی یا چه دستگاهی و یا چه مجموعه یا حزبی  موجب این شکست  بوده است و چه کسی مسیولیت این ناکامی را باید بدوش بکشد و پاسخگو باشد؟ در ادبیات مجهول جای فاعل خالی گذاشته میشود و این خود نوعی دروغ گفتن به افکار عمومی و فرار از پذیرش مسئولیت است.

سیاست ایجاد  علم و هنر دروغین

از دیگر آًثار دروغ حاکمیتی ایجاد هاراکی های دروغین علمی و هنری  و علم و هنر سازی دروغین  با برکشیدن  وفاداران با مدارک بی ارزش و ظرفیت های نازل خود ساخته و برسمیت نشناختن حقوق معنوی در حوزه اندیشه ورزی و هنروری  و ممانعت از فعالیت دانشمندان و صاحب نظران و هنرمندان واقعی است.  بصورتی که دانشگاهها و مراکز علمی و هنری  از وفاداران بی بضاعت که به سرقت علمی و هنری از تولیدات علمی هنری صاحب نظران و هنرمندان اصیل که امکان جذب انها درنظام دانشگاهی و مراکز علمی وهنری و شنیدن صدایشان و دیدن هنرشان فراهم نمی شود و قوانین حمایت از حقوق معنوی نیز از انان حمایت نمی کند، مشغولند فلذا در چنین سیستمی نظریه پردازی و خلاقیت علمی و  هنری  مبتنی بر زیست بوم صورت نمی گیرد ولی کتاب و مقاله و فیلم و مواد هنری،  زیادی خصوصا با نام زمامداران حکومتی و وفادارن زیر مجموعه انها  چاپ و منتشر میشود که ارتباطی با معضلات و مشکلات اجتماعی و درخواست و نیازهای محیط  ندارد. در چنین سیستمی نوعیتسلط علم کاذب (سودوساینس) و ازدحام مدارک دانشگاهی نیز در بسیاری از شاخه های علمی و هنری  ایجاد میشود ولی توسعه علمی، نظریه پردازی و خلاقیت بنیادین هنری اتفاق نمی افتد

چرخه دروغین سیاستگزاری عمومی.

از منظر سیاستگزاری عمومی سیاست دروغ، سیاستی است که هیچ ارتباطی با مشکلات واقعی و نیازهای واقعی حتی برای ارتقای وضعیت یک جامعه نداشته باشد.  طبیعی است که ریشه یک سیاست دروغین در مرحله اول سیاستگزاری یعنی شناخت مسئله اجتماعی و گذاشتن ان در دستور کار سیاستی  ( اجاندا ستینگ) شکل می گیرد. اجندا ستینگ دستور کاری است که می بایست با بررسی مسایل اجتماعی  اولویت های مشکلات اجتماعی را برای مرحله بعدی که توجه و تجزیه و تحلیل و شناخت انها (کانسیدرشن) است اماده نماید. چه بسیار که توسط سیاستمداران و بدلایل متعدد دستور کار جعلی با مشکلات دروغین یا حداقل غیراولویت دار تهیه میگردد  و مشکلات واقعی جامعه نادیده گرفته میشود و دستور کار دروغین نتیجه ای جز سیاست دروغین نخواهد داشت. سیاستهای دروغین چون با بستر های اجتماعی رابطه منطقی ندارند بیشتر اوقات شکست خواهند خورد اگر چه ارزیابی های دروغین سیاستی (فالس ایولویشن)  انها را موفق جلوه دهند. طبیعی است که در چرخه سیاست های دروغین همه مراحل از شناخت مسئله، انتخاب و اولویت گذاری مشکلات و تنظیم دستور کار سیاستی، مرحله صورت بندی سیاست، مرحله قانونی کردن سیاست، ومرحله اجرای سیاست و مرحله ارزیابی سیاست همه  ساختگی و کاذب   خواهند بود و بصورت واضح فاقد مرحله تطبیق سیاست با محیط ( اداپتیشن) خواهند بود و فقدان همین مرحله موجب ایجاد تبعات اجتماعی و شکست سیاست می گردد. در فرایند سیاست های دروغین نقش گروههای فشار بسیار تعیین کننده است و نقش نیازهای واقعی اجتماعی تقریبا به صفر میل می کند

.حکمرانی دروغ

سیاستهای دروغین  منابع ملی را در راستای منافع سیاستمداران و یا حداقل درک غلط و غیر واقعی انها از اولویت های اجتماعی بکار می گیرند و خود مشکلات بزرگتری را برای جوامع ایجاد می نمایند. گاهی نیز سیاستی که مورد علاقه شهروندان یک کشور در حل مشکلات واقعی انها است بدروغ اعلام میشود در حالی که اقدامی برای ان یا متصور نیست و یا انجام نمی شود.  مجموعه سیاست های دروغین  و دروغ های سیاستی در کنار دروغ های سیاسی ملقمه ای از حکمرانی دروغ را مبتنی بر منطق، اطلاعات و تحلیل  دروغین شکل می دهند .

اناتولی گولیتسین (۱۹۸۱) در تبیین نقش منطق دروغ و اطلاعات نادرست در تبلیغات و سیاست های  شوروی این نکات را بخوبی می شکافد انجا که می نویسد.

الگوی منطقی اطلاعات نادرست در شوروی پنهان داشتن بحران وابعاد ان بود .

شکستها و ضعف ها به عنوان موفقیت ونقاط قوت و نگرانی در باره اینده به عنوان اعتماد به نفس ارائه می شد. انفعال و عقب نشینی سیاسی و ایدئولوژیک به عنوان پیروزی تبلیغ میشد. ترس از جهان خارج اغراق می شد.(ص۱۸) .

نکته جالبی که در اثر تکرار دروغ های یک سیاستمدار که برای منظور و شرایط خاصی گفته میشود  بوجود می اید این است که گاه خود سیاستمدار دروغ های خود را باور می کند و بعد از گذر از ان شرایط نیز به تکرار انها می پردازد و حتی اطرافیان خود را که به دروغین بودن ان عمل مطلع اند وادار به تکرار ان می کند‌ یعنی نوعی کلیشه های دروغ ساخته می شود که همه مجبور به تکرار ان هستند.  بنابر قضاوت اناتولی بیشترین عامل بی اعتباری ایدئولوژی کمونیسم، دستکاری و سوی استفاده از  ایدئولوژی کمونیسم توسط خود استالین بود.‌ دروغهایی که به ضد خود تبدیل شد. حجم و تسلط دروغ های دوره استالین خود مشکل بزرگی در دوره استالین زدایی در شوروی ایجاد کرده بود و می بایست ان دروغ ها نه با حقایق بلکه  بادروغ های دیگری جایگزین میشد.  کاری که انرژی بسیاری از حزب کمونیست و ملنکوف وخروشچف معطوف ان شده بود. دوره جنگ سرد و تنازع مداوم در عرصه سیاست خود یکی از عوامل مهم در این راستا برای فریب جهان  و مخفی کردن ضعف و فطور سیاستهای شوروی بود.

دروغ و غفلت از واقعیات

در چنین جوامعی معمولا چون در ابتدای بحرانها اطلاعات صحیح منتشر نمیشود وگزارشاتی هم که منتشر می شود  کسی انها را باور نمی کند و معمولا بحرانها با مراحل پیشرونده ، غافلگیر کننده و شدید خود را نشان می دهند و موجب لطمات بسیار می گردند. در این نوع جوامع حتی اگر دولت بخواهد در جهت کنترل بحرانها سیاست معقولی اتخاذ نمایند جامعه با ان همراهی نمی کند چرا که دسته ای از مردم به کلیشه های دروغ عادت کرده و ادامه ان را می خواهند که نوعا با منافع انها همخوان است و عده ای دیگر یا با بی اعتمادی کامل به همه سیاست های دولت ان را دروغی دیگر فرض کرده و ان سیاستها را در راستای افزایش منافع سیاستمداران و حاکمان وکاهش ازادیها، و منافع خویش به حساب میاورند. فلذا دولت ها که در این شرایط اقتدار خویش را از دست رفته می بینند یا عقب نشینی می کنند و یا دست به اجبار بیشتر می زنند.  اجباری که رابطه دولت – ملت را بیشتر بهم می ریزد و سیاستمدار و دولت دروغگو را یک قدم دیگر به سقوط نزدیک تر می کند انگونه که استالینیسم و ترامپیسم را ساقط کرد.   فهم نقش دروغ و سیاستگزاری دروغ محور برای روشن کردن چالش های سیاست عمومی پیش رو و افزایش درک از چگونگی اتخاذ گزینه های سیاست در عرصه دنیای واقعی سیاست معاصر در سطح ملی و فراملی و جهانی جزو ضروریات است.

انتشار در روزنامه اطلاعات در دو شماره ۱۱ و ۱۲ خرداد ۱۴۰۰

https://www.ettelaat.com/?s=%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1+%D8%AD%D9%85%DB%8C%D8%AF+%D8%A8%D9%87%D9%84%D9%88%D9%84%DB%8C&sentence=1

*استاد مدعو دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران

.

 

.