چرا دانش آموزان بایستی فلسفه بیاموزند

0
8
فلسفه
فلسفه

چکیده: آیا فرهنگ، ما را انسان‌تر می‌سازد؟ آیا میل نشانه نقص است؟ برای اثبات ناروایی، نیاز است تا بدانید که عدالت چیست؟ اینها یک سری پرسش‌هایی در خصوص دانش آموزان دبیرستان فرانسوی است که این هفته در آزمون‌های فلسفه با آن روبر شده‌اند که بچه‌های تمام کشور بایستی به آن می‌پرداختند.

وقتیکه این پرسش‌ها توسط یک گزارشگر AFP توییت شده بود، پرسش بعدی به وجود آمد: آیا کودکان بریتانیایی نیز بایستی فلسفه‌ای‌تر باشند؟ پیشتر یک جنبش بزرگ معقولانه فلسفه‌ای و P4C (فلسفه برای کودکان) در بریتانیا وجود داشته که علاقه مندی بیشتر و بیشتری را طی ۲۰ سال گذشته به خود جلب کرده است. صندوق موقوفه  آموزشی (EEF) یک سری یافته‌های تحقیقاتی را در سال ۲۰۱۵ منتشر کرد که بحث فلسفه‌ای را در میان دانش آموزان نشان می‌دهد که منجربه بهبودهای کوچک در خوانش و عملکرد ریاضیاتی در مدارس ابتدایی شده است.

ژورنال فلسفه در مدارس اخیرا یک نسخه ویژه (که من در آن مشارکت داشتم) را منتشر کرد که یک سری شواهد قدرتمند را برای اینکه چرا فلسفه بایستی در تحصیلات اجباری استفاده شود، را فراهم می‌کند. از میان مسایل دیگر، مقالات بر روی این ایده به کاوش پرداختند که تحصیلات در فلسفه به شکل بهتری افراد را برای زندگی اخلاقی تجهیز کرده و اینکه چگونه فلسفه می‌تواند کیفیت فکر کودکان را بهبود بخشد.

 

آیا فرهنگ، ما را انسان‌تر می‌سازد؟ آیا میل نشانه نقص است؟ برای اثبات ناروایی، نیاز است تا بدانید که عدالت چیست؟ اینها یک سری پرسش‌هایی در خصوص دانش آموزان دبیرستان فرانسوی است که این هفته در آزمون‌های فلسفه با آن روبر شده‌اند که بچه‌های تمام کشور بایستی به آن می‌پرداختند.

وقتیکه این پرسش‌ها توسط یک گزارشگر AFP توییت شده بود، پرسش بعدی به وجود آمد: آیا کودکان بریتانیایی نیز بایستی فلسفه‌ای‌تر باشند؟ پیشتر یک جنبش بزرگ معقولانه فلسفه‌ای و P4C (فلسفه برای کودکان) در بریتانیا وجود داشته که علاقه مندی بیشتر و بیشتری را طی ۲۰ سال گذشته به خود جلب کرده است. صندوق موقوفه  آموزشی (EEF) یک سری یافته‌های تحقیقاتی را در سال ۲۰۱۵ منتشر کرد که بحث فلسفه‌ای را در میان دانش آموزان نشان می‌دهد که منجربه بهبودهای کوچک در خوانش و عملکرد ریاضیاتی در مدارس ابتدایی شده است.

بنابراین، آیا این یک دلیل کافی برای فلسفه نیست؟ خب ممکن است اینطور نباشد. بهبودها اندک بودند، بنابراین فردی ممکن است چندین پرسش را بپرسد. در ابتدا، مطمئنا بایستی روش‌های دیگر برای ایجاد بهبودهای بهتر در خواندن و ریاضیات باشد. پس، اگر اینطور است، نبایستی ما فقط اینکار را کنیم اگر که هدف بهبود خواندن و ریاضیات است؟

که من را به پرسش دومم می‌رساند: آیا این دلیل واقعی است که می‌توانیم در مدارس فلسفه کار کنیم؟ Stephen Gorard، یکی از دانشگاهیان پشت این تحقیقات، می‌گوید که شاید بهترین چیزی که در خصوص این یافته‌ها می‌توانیم بگوییم این است که فلسفه به خروجی آزمون‌های استاندارد آسیب نمی‌رساند. تحقیقات EEF از این رو نشان می‌دهد که هیچ دلیل خوبی برای فلسفه وجود ندارد. اما اگر هیچ دلیلی وجود ندارد چرا بایستی اینکار را کنیم؟

ژورنال فلسفه در مدارس اخیرا یک نسخه ویژه (که من در آن مشارکت داشتم) را منتشر کرد که یک سری شواهد قدرتمند را برای اینکه چرا فلسفه بایستی در تحصیلات اجباری استفاده شود، را فراهم می‌کند. از میان مسایل دیگر، مقالات بر روی این ایده به کاوش پرداختند که تحصیلات در فلسفه به شکل بهتری افراد را برای زندگی اخلاقی تجهیز کرده و اینکه چگونه فلسفه می‌تواند کیفیت فکر کودکان را بهبود بخشد.

علاوه بر این، سیستم آموزشی ما نقاط ضعف اصلی اندکی دارد. یکی از آنها این است که مشتری محور است که دانشجویان به تحصیلات تنها به شکل وسیله می‌نگرند. در طی زمانی که دانشجویان به دانشگاه می‌روند، آنها درخواست می‌کنند که: «به من بگو که چه چیزی نیاز دارم تا بتوانم از مرحله‌ای که بابت آن پول پرداخت کردم گذر کنم» فلسفه یک فضا برای تفکر به منظور فکر کردن ارایه می‌کند.

دموکراسی به افراد صدا می‌دهد. چیزی که هیچگاه به خاطر سپرده نمی‌شود این حق برای صدا است که با یک وظیفه برای استفاده مسئولانه و پاسخگویانه آن همراه می‌شود. ما بایستی نسبت به یکدیگر، برای علل و برای وقایع پاسخگو باشیم. فلسفه – وقتیکه به خوبی انجام شود – در یک جامعه مورد پرس‌وجو به دانش آموزان کمک می‌کند که درک کنند که چه چیزی در داشتن یک صدا و داشتن یک قدرت کمک کننده است. به صورت خلاصه، به افراد می‌آموزد که نه تنها به خودشان فکر کنند بلکه همیشه پاسخگویی عاقلانه داشته باشند.

فلسفه نیز از تفکر حیاتی استفاده کرده و استفاده از آن را تشویق می‌کند. در این عصر پساحقیقت، با وقایع جایگزین و اخبار دروغ، کودکان به ابزارهایی برای امکان مرور جهان غنی از اطلاعات و به شکل فزاینده گیج کننده متکی هستند. مهارت‌های تفکری با انجام فلسفه به دست می‌آید که به دانشجویان چیزی می‌دهد که می‌خواهم «اتاقی برای تشخیص شک» بناممش، بنابراین زمانیست که ما می‌پرسیم «آیا توجیه شده؟» یا وقتیکه بایستی وقایع را برای خودمان بررسی کنیم.

چرا از زندگی لذت نمی‌برم؟ شما از گوگل می‌پرسید پاسخ اینجاست.

اگر که ما اینجا هستیم تا فلسفه را در مدارسمان داشته باشیم، پس بایستی در خصوص اینکه چگونه انجامش دهیم فکر کنیم. برای رسیدن به نیازمندی‌هایی که بدان‌ها اشاره کردم، هیچ امتحانی در خصوص چیزی که Plato گفته وجود ندارد (من به این مساله به عنوان تاریخچه‌ای از ایده‌ها تا فلسفه می‌نگرم). اما، به صورت برابر، درست نیست که عنوان کنیم که فلسفه چیزی بیشتر از به اشتراک گذاشتن نظرات است (این یکی از نتایجی است که مدرسان چیزهای گمراه کننده‌ای مانند این را می‌گویند که «در فلسفه هیچ پاسخ درست و اشتباهی وجود ندارد»). اگر فلسفه در مدارسمان صورت گیرد، که من فکر می‌کنم بایستی اینطور باشد، آن افراد بایستی به صورت درست تمرین داده شوند و مواد درسی بایستی به صورت درستی فلسفی باشند.

منبع: theguardian