در دو نوشتار پیشین به طور خلاصه به علل پسینی نظام بهداشت در کشور در مقابله با ویروس کرونا پرداختیم و در این شماره تحت عنوان گمانه هایی برای دنیای پسا کرونا: هژمونی و تعادل در جهان فرارو،  بیشتر به چه باید کرد در چهارچوب سیاست تجویری، نگاهی به سناریو های احتمالی پیش رو می پردازیم.

دکتر حمید بهلولی، روزنامه شرق دوشنبه ۲۰ مرداد ۱۳۹۹، قسمت سوم

دنیای نیو نرمال: چهره جدید زندگی انسان

امروزه دنیا باور کرده است که تغییر بزرگی در حوزه انسانی و طبیعی در حال شکل گیری است و چه کرونا ریشه کن شود و چه نشود این تغییرات نحوه نگاه انسان، شکل زندگی او و مناسباتش با طبیعت را تغییر خواهد داد و دنیا به نرم و وضعیت عادی جدیدی خواهد رسید که با وضعیت نرمال قبلی متفاوت خواهد بود. چیزی که از ان به نیونرم تعبیر می شود.اما این تیو نرم محدود به مناسبات شخصی و شهری نخواهد بود بلکه در ساختار حکمرانی جهان و روابط بین الملل نیز تاثیر شگرفی خواهد نهاد. درک این نیو نرم و روند آن در سیاستگزاریهای اینده خرد و کلان کشور بسیار حیاتی است.

انچه محتمل به نظر می رسد پدیده کرونا یک گسل تاریخی ما بین انسان پیشا کرونا و پسا کرونا ایجاد خواهد کرد و دنیای اینده مبتنی بر نرم جدید پسا کرونا ساخته خواهد شد. بسیاری از حوزه های حیات انسانی و طبیعی تحت تاثیر قرار خواهند گرفت و البته حوزه اموزش از جمله اولین حوزه های تحت تاثیر خواهد بود. تغییر اموزش موجب تغییر بسیاری از پدیده های دیگر خواهد گردید. پیش بینی می شود که میزان منابع تخصیص یافته برای

ایجاد تغییرات و سازگاری در بخش اموزش حتی از منابع تخصیص یافته به بخش سلامت پیشی بگیرد. اقتصاد جدیدی در جهان شکل خواهد گرفت و چه بسا جهش های تمدنی شکل خواهد گرفت. کشورها و ملت هایی که بتوانند در این سکوی پرتاب جهش تمدنی قراربگیرند چهره اینده دنیا را خواهند ساخت و انها که از ان فرو افتند سرنوشت غمباری خواهند یافت.

نگاهی به گذشته و آینده

 نویسنده این سطور در ابتدای واقعه کرونا در نوشتاری از منظرشاخصهای امنیت سلامت وضعیت کشور را نگران کننده اعلام کردم ولی در فضای خوشبینی توجهی نشد و درشروع موج اول کرونا طی مقاله ای در روزنامه شرق لزوم ایجاد قرارگاه ملی و ستاد فرماندهی واحد و مدل لازم برای ایجاد ان را ارائه نمودم و خوشبختانه چنین قرارگاهی تشکیل گردید و موجب برکات زیادی در کنترل موج اول گردید , اما امروزو آینده شرایط به مراتب بغرنج تری در کشور پیش رو خواهیم داشت. مجددا در مصاحبه روزنامه نسل فردا در فروردین ۱۳۹۹ لزوم پیش دستی درتامین مایحتاج مردم برای حفظ امنیت کشور ولزوم جلوگیری از گرسنگی و اجتناب ازشورش گرسنگان را مطرح کردم که اخیرا توسط وزیر بهداشت و درمان مطرح گردید. امروز باز باید قدمی به پیش گذاشت.

وضعیت اقتصاد کلان و خرد کشور در کنار وضعیت و توان نظام سلامت و انتظارات و همراهی های مردم و سطح خستگی اجتماعی از موضوعات مهمی است که باید بدان پرداخت و درک درستی از آن داشت و باز این مهم را بر مسئولیت های صنفی وزارت بهداشت نیافزود.

جنبش رفع گرسنگی نیازی در ورای جهالت سیاستی

. تامین معیشت مردم از اولویت دارترین سیاستهایی است که باید کشور به ان اهتمام بورزد. جنبش رفع گرسنگی از اولویت بسیاری برخوردار است. در این زمان بحرانی و منابع محدود امکان رفع فقر وجود نخواهد داشت ولی امکان رفع گرسنگی ممکن است و باید به آن پرداخت. ایجاد موازنه ما بین اقتصاد و مبارزه با گسترش کوید ۱۹ از جمله اولویت ها است که نیازمند بررسی های دقیق و سریع است و بازگشت های اقتصادی و تولیدی و بازرگانی میبایست تحت مقررات سخت گیرانه واقعی و بدون تبعیض و فقط مطابق استانداردهای تنظیمی با پایش و مقررات ومانیتورینگ دقیق صورت بگیرد.

شرایط اسفناکی که امروزدر موج دوم کرونا شاهد آن هستیم بیش از انکه بدلیل غفلت های شخصی مبتلایان باشد نتیجه غفلت سیاستگزاران و جهالت سیاستی است. جهالت سیاستی ارایه سیاست های تجویزی بدون انجام مراحل مطالعه توصیفی و تحلیلی سیاست های قبلی و زمینه و تعیین کننده های اثرگذار بر آن است.

سناریو های احتمالی پیش رو

برنامه ریزی برای آینده در کشور و همچنین جهان ارتباط وثیق با سناریویی خواهد داشت که ممکن است حادث شود. اینجانب ان را به سه سناریو و تحت تاثیر چهار عامل مهم “طول زمان اپیدمی”، ” شدت مرگ و میر”، ” امکان ایجاد ایمنی” و “ساخت واکسن” تقسیم می کنم.

از نظر طول زمان اپیدمی می توان احتمال کمتر از ۶ ماه و مابین ۱ سال تا دوسال و بالاتر از ۲ سال را فرض گرفت که برای هر کدام تحت تاثیر سه عامل دیگر ، شرایط و سیاست های مدیریتی متفاوتی را می بایست پیش بینی کرد. سناریوی اول یعنی کنترل جهانی الودگی در۶ ماه که نتوانسته است محقق شود، از ایجاد ایمنی اطمینانی حاصل نشده است، واکسنی هنوزساخته نشده است و مرگ ومیر حاصل از عفونت IFR با گزارشات غیر مطمئن از حدود ۱.۴ % تا ۵٪ گزارش شده است. با این شرایط طبیعتا چشم انداز اینده مابین سناریوی دوم و سوم خواهد بود. در سناریوی دوم اگر همه گیری تا دوسال طول بکشد و واکسنی ساخته نشود و ایجاد ایمنی بعد از ابتلا نیز تایید نشود اقتصاد جهانی برای نجات خویش قسمت های ضعیف خود را خواهد خورد یعنی جهان سوم به فلاکت دچار خواهد شد و جهان اول حساب خود را جدا خواهد کرد و سعی خواهد کرد خود را حفظ کند. مرزها را خواهند بست و به مدیریت های داخلی خود خواهند پرداخت . تلاش برای ساخت واکسن و استفاده از انرژی خورشیدی و کاهش مصرف سوخت فسیلی شدت خواهد گرفت. درگیری بین قدرتهای شرق و غرب نیز وارد دوره پرتنش تری خواهد گردید. شورشهای زیادی خصوصا در کشورهای جهان سوم و حتی کشورهای برخوردار شکل خواهد گرفت و ترکیبی از حکومت نظامی و آنارشی در کشورهای با اقتصاد ضعیف در کنار مرگ و میر وسیع و گرسنگی چهره غالب این کشورها خواهد بود. در چنین شرایطی ساخت واکسن بومی در کشور های جهان سوم یا تحت همکاریهای منطقه ای یک اولویت غیر قابل گریز خواهد بود و نه تنها در حفظ امنیت کشور نقش مهمی بازی خواهد کرد بلکه در رساندن بعضی از این کشورها, به شرط داشتن سیاستگزاران آگاه و نظام سیاستگزاری اثر بخش و عقلایی, به سکوی پرش تمدنی یا حد اقل جلوگیری از اضمحلال تمدنی آنها نیز نقش مهمی بازی خواهد کرد.

حتی با کشف واکسن نیز برگشت به شرایط نسبتا پایدار با سامان جدید احتیاج به سالها زمان خواهد داشت. سامان جدید اقتصاد و مناسبات جهانی متفاوتی را ایجاد خواهد کرد و کشور های صادر کننده نفت و اقتصاد توریسم بیشترین اسیب را خواهند دید.

اما با احتمال ضعیف اگر گسترش بیماری با این شدت و سرعت بیش از دو سال طول بکشد و اگر واکسنی در این مدت ساخته نشود و باز معلوم شود که ابتلااولیه به ویروس کرونا موجب ایمنی پایداری نمی شود و ایمنی گله ای نیز حادث نمی گردد، دراین صورت ساختار سیاسی و اقتصادی دنیا دچار یک سونامی ویرانگر خواهد شد که بسیاری از دست اوردهای بشری را از بین خواهد برد.

کشورهای پیشرفته تبدیل به اکواریومهای بسته ای خواهند شد که تنها ارتباط درونی و اتحادیه ای انها را بهم وصل خواهند کرد و دور خود دیواری خواهند کشید تا بقیه دنیا در فقر و فلاکت از بین برود. در این شرایط تمامی ذخایر بانکی و سرمایه ای کشور های جهان سوم در جهان اول توقیف خواهد شد و به مصرف داخلی انها خواهد رسید. سازمانهای جهانی نقش و جایگاه خود را از دست خواهند داد و مضمحل خواهند گردید. رشد جمعیت در دنیا متوقف خواهد شد و درطی سالها بسمت کاهش چشمگیر پیش خواهد رفت. اقتصاد کشور های نفتی تک محصول تقریبا مضمحل خواهد شد و صاحبان برتر سه دانش هوش مصنوعی؛ ذهن سایبری و مهندسی بیولوژیک دنیا را اداره خواهند کرد.

انچه پر واضح است در همه این سناریوهای محتمل تنها یک اتفاق است که می تواند موجب تغییرات وسیع امید بخش گردد و ان

ایجاد واکسن اثربخش و ارزان و در دسترس همه کشورها و برای همه طبقات اجتماعی است که می بایست با نظارت سازمان جهانی بهداشت انجام گیرد . اگر چه عدم کشف و ساخته نشدن واکسن برای کوید ۱۹ حیات نوع بشرو نظام جهانی را دگرگون خواهد کرد لاکن با احتمال بالاتر چنین واکسنی با تاثیر نسبی در کمتر از دو سال ساخته خواهد شد ولی کشف وتوزیع و توان استفاده آن نیز در هژمونی و تعادل قدرت در جهان تاثیرات مهمی خواهد گذاشت. تسلط تک قطبی بر واکسن کرونا می تواند در آینده کارکرد سیاسی بسیار فراتر از هر عامل دیگر شناخته شده در سطح منطقه ای و جهانی داشته باشد. در صورت کشف واکسن ویروس کرونا و عدم تامین آن به هر دلیلی در هر کشور جهان سوم ثبات سیاسی آن را دچار مخاطرات عظیم خواهد کرد و با شورشهای مدنی بسیار همراه خواهد بود.

از طرف دیگر تایید ایجاد ایمنی بعد از ابتلا نیز خواهد توانست از شدت تغییرات کاتاستروفیک و ویرانگر در ساختار و نظام جهانی بکاهد یا سرعت ان را کمتر کند. در غیر اینصورت سناریوهای خوش بینانه ای نخواهیم داشت و از طرف دیگر انحصار در تولید واکسن واقعی موجب نوعی استعمار جدید در حوزه جهانی سیاست خواهد شد و نه موجب صلح که موجب جنگ های ویرانگر خواهد گردید. پر واضح است که اماده سازی کشور برای مواجهه با هر کدام از سناریو های پیشگفت ارتباط تمام و کمالی با توانمندی و خلاقیت نظام سیاستگزاری و مدیریت و استقامت زیر ساخت های کشور خواهد داشت.

سه سناریوی محتمل از زاویه دید تیم مطالعاتی دانشگاه مینه سوتا

یک تیم در دانشگاه مینه سوتا روی سه سناریوی محتمل از زاویه دید خود کار کرده اند و توصیه هایی ارائه نموده اند اما در ابتدا عنوان کرده اند که کشورها خود را به بدترین حالت ممکن و سناریویی که در ان واکسنی علیه کوید ۱۹ وجود نخواهد داشت و ایمنی گله ای نیز ایجاد نخواهد گردید و در نتیجه ابتلای ۵٪ از جمعیت فعلی جهان به ۵۰ ٪ ارتقای پیدا خواهد کرد، اماده کنند.

پرواضح است که چنین سناریویی برای کشورهای فقیر و جهان سوم حکم مرگ را خواهد داشت و منجر به تلفات سهمگین و از هم پاشیدن نظام سلامتی و فروپاشی نظام اقتصادی و چه بسا سیاسی انها خواهد گردید. اما در بهترین پیش بینی هم پایان سال میلادی ۲۰۲۰ با پایان کرونا ویروس همراه نخواهد بود و احتمال حضور این آلودگی در ۱۸ تا ۲۴ ماه پیش رو دور از انتظار نخواهد بود.

طبق این مطالعه سناریوی اول معطوف به وجود چند موج با فاصله چند ماه است که در دوره خاموشی نیز چند مورد الوده مشاهده و قرنطینه خواهند شد. در این صورت گاه اپیدمی ها لوکال و منطقه ای خواهند بود و با مسافرت ها و مهاجرت ها در ارتباط خواهند بود.

سناریوی دوم با موج دوم وسیع که دوبرابر موج اول شدت و مدت خواهد داشت مثل انچیزی که در اپیدمی ۱۹۱۸ در اپیدمی انفولانزای اسپانیا رخ داد که با موج متوسط در ماه مارچ شروع شد و در ماه سپتامبر به حالت انفجاری رسید و با موج های کوتاه تا اوایل سال ۱۹۱۹ ادامه پیدا کرد. اما در ان سالها بدلیل نبودن سفرهای هوایی عمومی چون امروز شرایط جهانگیری پیدا نکرد. سناریوی سوم که می تواند همه چیز را عوض کند تولید واکسن اثربخش است والا نظریه آلودگی نصف جمعیت جهان با کوید ۱۹ امکان تحقق پیدا خواهد کرد.

امیدوارانه باید گفت که امکان تحقق سناریوی سوم و کشف واکسن زیاد است اما این خوشبینی نباید کشور ها را از اماده شدن تا انجا که ممکن است برای سناریوی دوم باز دارد.

سه گمانه مرکز استراتژی و امنیت انجمن آتلانتیک: رنسانس نوین

در مطالعه دیگری نویسندگان مرکز استراتژی و امنیت انجمن آتلانتیک باز سه گمانه در اینکه دنیای بعد از کرونا چگونه دنیایی خواهد بود مطرح کرده اند.

در گمانه اول قدرتهای شتاب دهنده جهان شامل آمریکا, اروپا و چین بدلیل اتهام و درگیری سقوط خواهند کرد. دو دستگی اروپا و افزایش درگیری اتحاد چین-روسیه با آمریکا بسیار محتمل بوده و گرسنگی وسیع در افریقا و امریکای لاتین پیش بینی می شود.

در گمانه دوم هژمونی برنده چین خواهد بود و خواهد توانست با انتقال تکنولوژی و مالکیت زیر ساخت های کلیدی به قدرت برتر جهان تبدیل شود. لیبرال دمکراسی متهم به عدم کفایت مدیریت کوید ۱۹ خواهد شد و نفوذ قبلی خود را از دست خواهد داد. قدرت یافتن بیشتر چین موجب نزدیکی امریکا و اروپا در سیاست خارجی و تحکیم پیمان ناتو خواهد بود.

بر مبنای گمانه سوم که بر دو پایه خوشبینانه کشف واکسن و خارج شدن ترامپ از قدرت استوار است رنسانس نوینی در دنیا آغاز خواهد گردید. بصورتی که بعد از شکست اقتصاد جهانی ۷ قدرت برتر اقتصادی دنیا (جی ۷ ) و آمریکا تحت قرارداد جدیدی مبادرت به بازتوانی اقتصادی و کاهش تعرفه های بازرگانی فی مابین و باز کردن مرزها به روی همدیگر خواهند کرد که سالها طول خواهد کشید. سازمانهای جهانی دچار مهندسی مجدد خواهند شد و فشار های جهانی روی چین و هم پیمانانش افزایش خواهد یافت.

جمع بندی

پاندمی ویروس کرونا اگر هم نتیجه جنگ تجاری آمریکا و چین نباشد ولی به هر حال در همین فضای جنگ سرد اقتصادی ایجاد شده و در سمت گیری و سرنوشت این جنگ تاثیر بسزایی خواهد داشت.

آنچه که در تمامی سناریو های تیم های مختلف مطالعاتی پررنگ است نقش تعادل اینده ما بین چین و آمریکا از طرفی و نقش واکسن کوید-۱۹ از طرف دیگر است. آینده چین بنابر چهار گمانه – پیروزی – رشد- رکود و شکست- در شکل دادن آینده جهان تا سه دهه آینده بسیار موثر خواهد بود چیزی که موسسه مهم مطالعات سیاستگزاری رند دو گزینه دوم و سوم یعنی ادامه رشد و احتمال رکود را برای اقتصاد چین محتمل تر می داند. طبیعی است که متحدین دو طرف بازی نیز بگونه ای از این جنگ متاثر خواهند گردید. در این وسط باز محل ایستادن در وسط ترازوی وزن کشی جایگاه مطمئن تری به کشورهای در حال توسعه می تواند ببخشد.

 به نظر نویسنده این سطور طراحی سیاستهای مبارزه و کنترل ویروس کرونا بیش از انکه در حوزه سیاست های سلامت بگنجد در حوزه کلان سیاستگزاری عمومی تعریف می شود و دلیل بسیاری از ناکامی ها خصو صا در کشورهای جهان سوم و کشور ما به عدم درک عمیق این نکته باز می گردد.

در پایان مجدد تاکید می شود و باید باور کرد که مطابق نظر همه کارشناسان درجه یک جهانی بهترین دفاع در مقابل ویروس کرونا ایجاد آمادگی همه جانبه است. با توجه به اینکه پدیده کوید ۱۹ در دنیا بیش از انکه یک مسئله سلامتی باشد یک مسئله سیاسی و اجتماعی و اقتصادی است و کشورهای با سطح سرمایه اجتماعی پایین و اقتصاد شکننده بیشتر در مظان آسیب های ویرانگر قرار می گیرند درک عمیق این موضوع توسط نظام حکمرانی از اولویت های کاهش اسیب و تنازع بقا در این کشورهاست.