یادگیری مبتنی بر قدرت در مدارس

0
23
یادگیری مبتنی بر قدرت در مدارس
یادگیری مبتنی بر قدرت در مدارس

چکیده: کلماتی مانند “مراقبت” و “رقابت” و “اعتماد به نفس” برای دانش ­آموزان مدرسه‌ی دریاچه­‌ی کنیون بسیار آشنا هستند. این کلمات جزو ۱۰ زمینه­‌ی استعداد یا نقاط قوتی هستند که در آموزش­‌های پایه‌ای در این منطقه مورد استفاده قرار می­‌گیرند.

در ابتدای کار، معلمان پیش ­دبستانی (مهدکودک­ها) سعی می­‌کنند استعدادهای ذاتی دانش ­آموزان را تعیین کنند؛ در مهدکودک­ها نقاط قوت هریک از بچه‌­ها روی یک طرح یادگیری شخصی نشان داده می‌شود که نوع جدیدی از کارنامه است.

در مرحله‌­ی دوم، در کلاس­های آوازخوانی نسخه‌ی جدیدی از آهنگ “Old MacDonald Had a Farm” (پیرمرد مهربون مزرعه داره …) را می­‌شنوند که در آن، به ­جای کلمه­‌ی “گاو”، کلمه­‌ی “اعتماد” جایگزین شده. و در کلاس چهارم، دانش ­آموزان تمامی پنج مدرسه­‌ی ابتدایی عمومی منطقه­‌ی Galt، در یک آزمون آنلاین با عنوان “ارزیابی نقاط قوت” شرکت می‌کنند، که در آن احساساتشان­ را نسبت به جملاتی مانند «همه چیز برای من، برنامه‌­ریزی شده است» بیان می‌­کنند، که در شناسایی نقاط قوت‌شان کمک می‌کند.

براساس تحقیقات روان­شناختی پیچیده، رویکرد مبتنی بر قدرت، برمبنای یک قاعده‌­ی ساده استوار است: «تمرکز بر آنچه دانش ­آموزان به خوبی آن را انجام می‌­دهند». لی واترز، استاد روانشناسی دانشگاه ملبورن، استرالیا، و نویسنده‌­ی کتاب “The Strength Switch.” (کلید قدرت) در این­ باره می­‌گوید: «طبیعی است که این کار را انجام دهید، چرا که به نظر می­‌رسد بهترین راه برای کمک به رشد کودکان، کنار گذاشتن نقاط ضعف­‌شان باشد». واترز اظهار می­‌دارد، تمرکز روی نقاط قوت، سطح بالایی از شادی و تعامل و سطوح بالایی از پیشرفت­های تحصیلی را در مدرسه ایجاد می­‌کند، اما در عوض، تمرکز روی ویژگی­‌ها و مهارت­‌هایی که بچه­‌ها ندارند، می­‌تواند منجر به از بین رفتن آن­ها شود.

 

 در گالت (نام شهری) کالیفرنیا،  ادریانا لیزر ((Audrianna Lesieur، دانش ­آموز کلاس ششم، زمانی­که وال سیمون (Seamons) ، در کنارش ایستاد، کار طبقه‌بندی (چیدن) ۲۳ کلمه­‌ای- را که روی تکه­‌های کاغذ نوشته شده بودند- در ۵ ستون به پایان رساند. معلم باتجربه پرسید: «چرا این اینجاست؟» ادریانا مضطربانه، کلماتی را که معلم به آن­ها اشاره کرده بود را بیرون آورد، و ستون­ها را برای پیدا کردن جای مناسب آن­ها مرور کرد. سیمون از او پرسید: « اعتماد به نفست کجاست؟ بهم بگو چرا این اینجاست». همان­طور که ادریانا سرش را بلند می‌کرد، همکلاسی‌­اش ویلیام مستاس( William Maestas)، به او گفت: تو می­‌تونی از پسش بر بیای! با این جمله، او از انتخاب اول­اش دفاع کرد (یعنی سر چیدمان اولیه­‌اش ماند، آن را تغییر نداد، جای کلمات را عوض نکرد)، و معلم سراغ دانش‌­آموز بعدی رفت. کلماتی مانند “مراقبت” و “رقابت” و “اعتماد به نفس” برای دانش­‌آموزان مدرسه­‌ی دریاچه­‌ی کنیون بسیار آشنا هستند. این کلمات جزو ۱۰ زمینه­‌ی استعداد یا نقاط قوتی هستند که در آموزش‌­های پایه‌­ای در این منطقه مورد استفاده قرار می­‌گیرند. در ابتدای کار، معلمان پیش ­دبستانی (مهدکودک­‌ها) سعی می‌­کنند استعدادهای ذاتی دانش‌­آموزان را تعیین کنند؛ در مهدکودک‌­ها نقاط قوت هریک از بچه­‌ها روی یک طرح یادگیری شخصی نشان داده می­‌شود که نوع جدیدی از کارنامه است. در مرحله‌­ی دوم، در کلاس­های آوازخوانی نسخه‌­ی جدیدی از آهنگ “Old MacDonald Had a Farm” (پیرمرد مهربون مزرعه داره …) را می‌شنوند که در آن، به ­جای کلمه­‌ی “گاو”، کلمه‌ی “اعتماد” جایگزین شده. و در کلاس چهارم، دانش‌­ آموزان تمامی پنج مدرسه­‌ی ابتدایی عمومی منطقه‌­ی Galt، در یک آزمون آنلاین با عنوان “ارزیابی نقاط قوت” شرکت می­‌کنند، که در آن احساساتشان­ را نسبت به جملاتی مانند «همه چیز برای من، برنامه­‌ریزی شده است» بیان می‌­کنند، که در شناسایی نقاط قوت­شان(توانایی­‌هایشان) کمک می­‌کند. در نگاه اول، این رویکرد مبتنی بر نقاط قوت به نظر می­‌رسد معادل آموزشی kitsch باشد. اما Karen Schauer، سرپرست هیئت مدیره‌­ی مدارس ابتدایی منطقه‌­ی گالت، اظهار می­‌دارد، که در حدود ۴۰ سالگی‌­اش، به عنوان یک مربی «این تنها یکی از چیزهای قدرتمندی است که من تا به­‌حال بخشی از آن را داشته‌ام». جنیفر فاکس، که کتاب «قدرت­های فرزند شما» را نوشته و در سال ۲۰۱۴ به تأسیس مدرسه­‌ی دلتا در ویلسون، واقع در آرکانزاس کمک کرده، از همین رویکرد قدرت استفاده می­کند و تا جائی پیش می­‌رود که آن را “گلوله­‌ی جادویی” می‌­نامد.

اما این دقیقاً چیست؟

به هرجهت، براساس تحقیقات روان­شناختی پیچیده، رویکرد مبتنی بر قدرت، برمبنای یک قاعده ­ی ساده استوار است: «تمرکز بر آنچه دانش ­آموزان به خوبی آن را انجام می‌­دهند». لی واترز، استاد روانشناسی دانشگاه ملبورن، استرالیا، و نویسنده‌­ی کتاب “The Strength Switch.” (کلید قدرت) در این­باره می­‌گوید: «طبیعی است که این کار را انجام دهید، چرا که به نظر می‌­رسد بهترین راه برای کمک به رشد کودکان، کنار گذاشتن نقاط ضعف­شان باشد». واترز اظهار می‌­دارد، تمرکز روی نقاط قوت، سطح بالایی از شادی و تعامل و سطوح بالایی از پیشرفت‌­های تحصیلی را در مدرسه ایجاد می­‌کند، اما در عوض، تمرکز روی ویژگی‌­ها و مهارت­‌هایی که بچه­‌ها ندارند، می‌­تواند منجر به از بین رفتن (هرز رفتن) آن­ها شود.

او می‌­گوید، اولین قدم، کمک به دانش ­آموزان برای درک نقاط قوت و کشف آن­ها است. سپس معلمان، می‌توانند فرصت­هایی را برای استفاده از این استعدادها فراهم آورند.

در حالی­که این مسئله می­‌تواند به عنوان نوعی یادگیری شخصی مورد توجه قرار گیرد، اکثر مدارسی که هنوز در مرحله‌­ی تجربه­‌ی رویکرد نقاط قوت هستند، به دانش­­آموزان اجازه نمی­‌دهند تا علایق­شان بر موضوعات مهم علمی و سرعت یادگیری­شان تأثیر بگذارد. در عوض، توجه به این نقاط قوت دانش ­آموزان نیازمند آموزش انتخاب­‌هایشان در قالب فعالیت­‌های فوق برنامه یا در بخش­های نامحدودی مانند “ساعت (زنگ) نابغه” است. اکثر آموزگاران تلاش می‌­کنند این رویکرد را با برگزاری یک آزمون شروع کنند. واترز در این راستا، لیستی از نقاط قوت را تهیه کرده که آن را ارزش­های در عمل (ارزش­های عملی) می­نامد، و زمانی‌که با مربیانی از انگلستان، نیوزیلند، استرالیا و ایالات متحده کار می­کند از آن استفاده می‌­کند. دیگران از سیستم‌­های مبتنی بر نقاط قوت، طراحی شده توسط سازمان بریتانیایی کاربرد روانشناسی مثبت، یا Thrively، استفاده می­‌کنند.

در حالی­که شمار مدارسی که از این روش استفاده می‌­کنند انگشت­‌ شمار است، تعداد آزمون­های انجام شده در آن، می‌­تواند به عنوان گواهی برای تعیین علایق و استعدادها باشد. جان برت، که سرپرست بخش مشاوره‌­ی آموزشی K-12 مؤسسه­ ی گالوپ است می­‌گوید، هرساله بیش از یک میلیون دانش­ آموز در ایالات متحده در یکی از آزمون­های این مؤسسه، شرکت می­‌کنند. Jillian Coppley Darwish، مدیر آکادمی Mayerson، که مؤسسه­‌ای غیرانتفاعی در شهر سینسیتنی (آمریکا) است و به مربیان (معلمان) مشاوره ارائه می‌­دهد، می­‌گوید که سازمانش ارزش‌­های عملی را برای نزدیک به ۷۰ مدرسه در ایالات متحده ارائه کرده است و Alex Cory رئیس مؤسسه­‌ی Thrively، بیان می‌­دارد که حدود ۴۴۰۰۰ معلم از تمامی ایالات­ها برای شرکت در دوره­های Thrively ثبت­ نام کرد‌ه‌­اند.

با این وجود، میان علاقه به برنامه‌ها و پیاده­‌سازی تفاوت وجود دارد. فاکس اظهار می­‌دارد: «چگونه قرار است این رویکرد در مدارس زنده شود در حالی­که افرادی با آن مبارزه می­‌کنند» و واترز این صحبت را تائید نموده و بیان می‌­کند، اکثر مدارس واقعاً اقدامی جهت رسیدن به آن انجام نمی­‌دهند.

در گالت، Meghan McFadyen، از دانش ­آموزان کلاس چهارمی و پنجمی در مورد نقاط قوت و ضعف­شان می‌­پرسد، زیرا به لحاظ تئوریک هیچ اضطرابی مانع پذیرش موقعیت رهبری نمی‌شود. و Seamons بررسی نقاط قوت را در برنامه‌­ی تحصیلی دوره‌­ی ششم قرار می‌­دهد. او درباره­ی نانسی ویک، یکی از اعضای نیروی مقاومت فرانسه در جنگ جهانی دوم درس می­‌دهد، که حتی یک­بار با چترنجات از دست نازی­ها گریخت. Seamons می‌­گوید، دانش ­آموزانش به او می‌­گفتند: «اوه اوه، او قطعاً یک برنده (پیروز) بوده است».

او همچنین از زبان قدرت، به عنوان شکلی از نظم (انضباط) استفاده می‌­کند. به عنوان مثال، به­ جای اینکه دانش ­آموزی را که در یک کار گروهی به شدت مستبدانه رفتار کرده توبیخ کند، پیشنهاد می­‌کند که به عقب برگردند و در مورد دستاوردها (نتایجی) که آن دانش ­آموز در کار گروهی کسب کرده، صحبت کنند. در واقع رفتار غیراخلاقی با اشاره به دستاوردهای خوب یک کار اصلاح می­‌شود نه با تأکید روی عیوب.

ماریان هامریت، مربی مهدکودک Galt’s Fairsite، می­‌گوید رویکرد مبتنی بر قدرت، می­‌تواند به­ویژه برای دانش ­آموزانی با نیازهای ویژه اهمیت داشته باشد. که به­ ویژه در برخورد با دانش ­آموزان مبتلا به اوتیسم می‌­تواند ارتباط برقرار کند.

Darwish از آکادمی میرسون می‌­گوید، این فقط به لحاظ معناشناسی نیست: ما می­‌دانیم که زمانی­که افراد با امواج مثبتی مواجه می‌­شوند هم به لحاظ ادامه‌­ی فعالیت و انگیزه­ و هم در نهایت به لحاظ تغییر رفتارشان، به مراتب بهتر عمل می‌­کنند.

مدیران منطقه‌­ی گالت می­‌گویند، نتایج آزمایش‌های اخیر این مفهوم را پشتیبانی می­‌کند. از سال تحصیلی ۱۵-۲۰۱۴ تا ۱۷-۲۰۱۶ درصد دانش ­آموزان این منطقه که توانسته‌­اند از استانداردها پیشی بگیرند در زبان انگلیسی از ۳۷ تا ۴۳.۱ درصد و در ریاضیات از ۲۵ به ۳۵.۹ درصد افزایش یافته است. Schauer یادآور می­‌شود که طی دو سال گذشته، میزان شکست و تعلیق (ترک تحصیل) کاهش یافته، در حالی­که میزان حضور و سطح فعالیت­‌های خود گزارش شده افزایش یافته‌­اند. وی اضافه می­‌کند که معرفی رویکرد مبتنی بر قدرت، تنها یکی از تغییراتی است که این منطقه در سال­‌های اخیر ایجاد کرده است.

آیا اجرای دستورالعمل‌­های مبتنی بر قدرت در اکثر مدارس امکان­پذیر است؟

مدارس خصوصی مانند ویلسون، دانشکده‌­ی دلتا در آرکانزاس و مدرسه­‌ی Riverdale در شهر نیویورک (که در آن دانش ­آموزان از اپلیکشینی برای مشاهده‌­ی به لیست نقاط قوت­شان استفاده می­‌کنند)، احتمالاً منابع لازم را هم برای کشف گرایشات این چنینی دارند. اما گالت چگونه در خط مقدم آموزش مبتنی بر قدرت قرار گرفت؟

ناحیه‌­ی گالت در ایالات ساکرامنتو، با حدود ۳۶۰۰۰ دانش ­آموز ابتدایی، که تقریباً ۶۰ درصد آن­ها اسپانیایی­تبار یا لاتین هستند. بیش از ۲۰ درصدشان به زبان انگلیسی مسلط نیستند و تقریباً نیمی از آن­ها واجد شرایط برنامه­‌ی تغذیه­‌ی رایگان یا کاهش قیمت فدرال می­‌باشند. یک جوک که در مورد منطقه‌ی گالت وجود دارد آن است که آن «پائین‌­ترین منطقه­‌ی کالیفرنیا» می­نامند، که اشاره‌­ای طعنه­‌آمیز است به ارتفاع ۴۷ متری این منطقه از سطح دریا و نیز شرایط سخت و دشوار زندگی مردم این منطقه. پس از رکود اقتصادی بزرگی که در دسامبر ۲۰۰۷ آغاز شد، نرخ بیکاری در این جامعه افزایش یافت. مردم مناطق دوردست­تر که برای رفت و آمد مشکل داشتند فرزندان­شان را به مدرسه نفرستادند، و یکی از مدارس ابتدایی این منطقه بسته شد. Schauer می­‌گوید او و تیمش به همراه گروه کوچکی از بزرگ­سالان کارهایی را در این راستا شروع کردند، چرا که به شدت به دنبال کمک­ها مالی بودند. Schauer توضیح می­‌دهد زمانی­که این ناحیه در رتبه­ بندی فدرال، عنوان بودجه برتر سال ۲۰۱۲ را کسب کرد، این برنامه‌­ها مجددا گسترش یافتند. اما او می‌گوید این­ برنامه­‌ها گران نیستند.

البته این بسته به شرایط بود. به عنوان مثال نسخه‌­ی رایگانی را برای معلمان ارائه می‌دهد که شامل دسترسی آن­ها به آزمون تعیین استعداد است، اما در جائی دیگر ۱۰۰۰۰ دلار برای بسته­‌ی نرم­‌افزاری District Pro هزینه می­‌کند تا دانش ­آموزان بیشتری را پوشش داده و محتوای ویدئویی فراهم کند. Burt می‌گوید، مؤسسه­‌ی گالوپ هم با مدلی مشابه همین کار می­‌کند و مقادیر مختلفی را در سطوح مختلف و بسته به میزان دسترسی به آن­ها شارژ می‌کند. آکادمی Mayerson نیز همین کار را می‌کند، اما فعالیت‌هایش را اغلب با کمک­های مالی پشتیبانی می­‌کند.

Jennifer Collier، که سردمدار یادگیری مبتنی بر قدرت، در مؤسسه­‌ی گالت است و به عنوان ناظر آموزش فعالیت می­‌کند در مورد این منطقه می­‌گوید: شرایط ایده ­آل آن است برای هر مدرسه یک مربی قدرتمند همچون او در نظر گرفته شود.

هزینه تنها مانع نیست. واترز می­‌گوید: «در واقع شما باید فرهنگی از پویش نقاط قوت در مدرسه داشته باشید، وی ادعا می­‌کند که نتایج تحقیقاتش نشان می­‌دهد که نباید تنها به دانش­ آموزان اعتقاد داشت، بلکه بزرگسالان (والدین و مربیان) نیز باید روش و مدل آن را یاد بگیرند». در گالت، الفاظ و اصطلاحات مربوط به توانایی و قدرت در پرچم­ها و نشانه­‌هایی که به تخته­‌ها و تابلو اعلانات آویزان هستند، چاپ می­‌شوند. اکثر آموزگاران نیز در مکالمات خود از این الفاظ استفاده می‌کنند، در حالی­که نسخه­‌ی مربوط به بزرگسالان این تئوری در طول دوره‌­ی آموزشی منطقه‌­ای که در سال ۲۰۱۳ در یکی از سمینارها ارائه شد، این الفاظ و اصطلاحات را برای والدین، رانندگان اتوبوس (رانندگان سرویس مدارس)، نگهبانان، کارکنان خدماتی و مواد غذایی و دیگران آموزش داده شد.

با این ­وجود، همه­ در گالت این رویکرد را قبول ندارند. برخی مربیان به عقب برگشتند، چرا که این روش را به عنوان هوسی زودگذر دیدند که با گذشت زمان باید به مأموریت و روش سابق­شان بازگردند. عده­‌ای سعی می­‌کنند آن را پیاده‌­سازی کنند اما این امر زودگذر است.

پیاده­‌سازی کامل این روش نیز به شیوه­‌های دیگری نیاز دارد. از جمله جایگزینی (به‌­کارگیری) معلمانی که به این روش آموزش دیده‌­اند. و Lori Biser، مشاوره‌­ی مدرسه­‌ای راهنمایی می­‌گوید، در حالی که مایل است مباحث مربوط به نقاط قوت و توانایی­‌ها را در گفتگوهای مربوط به انتخاب رشته و انتخاب مسیر­های حرفه­ای لحاظ کند، نمی‌­تواند یادآور نشود که این کار را برای حدود ۹۰۰ دانش­ آموز تنها در طول یک جلسه‌ی انجام می­‌دهد، و از اینکه بخواهد از کامپیوتر استفاده کند بیزار است.

و دلایلی نیز برای اثربخشی این روش وجود دارد. مطالعاتی که واترز به عنوان شواهدی از توانایی این رویکرد در افزایش شادی و تعاملات ارائه می­‌دهد، شامل چندین مدل مداخله ­ی روانشناسی مثبت و حمایت از ادعاهای پیشرفت تحصیلی در دانش ­آموزان است، و در روش وی تنها بر رویکرد مبتنی بر قدرت مورد استفاده در گالت استفاده نشده است. آمار مربوط به گالوپ آمار مثبتی را در مورد افزایش مشارکت دانش‌آموزان در این رویکرد نشان می­‌دهند، اما آمار شرکت­‌های دیگر شواهدی را ارائه نمی­‌دهند که رویکرد مبتنی بر قدرت – که تنها بر حمایت و تشویق معلمان استوار باشد – تفاوتی ایجاد کرده باشد.

این ترس نیز وجود دارد که، دانش ­آموزانی که آموزش داده شده‌­اند (به روش دیگری)، دارای نقاط قوت و ضعف­های طبیعی هستند، نمی­‌توانند ایده‌­ای را که منجر به بهبود و توسعه­‌ی استعدادهای جدید در قالب کارهای سخت می­‌شود، درک کنند.

برای جلوگیری از این مسئله، واترز می­‌گوید: همه­ی مربیان باید بدانند که برخی نقاط قوت (توانایی­‌ها) ممکن است در یک کودکی نسبت به دیگری برجسته‌­تر باشد، اما در هرحال همه­‌ی کودکان دارای نقاط قوت و ضعفی هستند.

زمانی­که وال سیمونر از دانش ­آموزان خواسته بود تا با حرکت دادن نشانه­‌های علامت­گذاری­ شده در کنارشان تصمیم بگیرند که کدام­یک از نقاط قوت (توانایی­‌ها) در مورد آن­ها صدق می‌­کند، ماریا وردا (Maria Warda) مردد بود. دانش ­آموز کلاس ششمی توضیح داد: «گاهی اوقات این موارد در مورد من صدق می‌کند، گاهی اوقات هم نمی­‌کند». (گاهی این توانایی­‌ها را دارم و گاهی ندارم). سیمونر، سرش را تکان داد و پاسخ داد: «پس شاید تو توانایی­هایی داری اما همیشه روی­ آن­ها تمرین نمی‌کنی؟ خب، این یعنی همه‌­ی موارد!» (همه­ ی توانایی‌ها را داری). سپس کمی مکث کرد و ادامه داد: «فقط به این خاطر که در چیزی ضعف داری به این معنی نیست که توانایی غلبه بر آن را نداری».  

منبع: usnews